رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
میثم داودی؛ سید احسان ظهوری؛ بهرام علیشیری
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی جامع اجرای خطمشیگذاری مبتنی بر هوش مصنوعی (AI) برای شعبه مرکزی سازمان تأمین اجتماعی استان خوزستان انجام شد. با توجه به گستردگی خدمات سازمان، استفاده از هوش مصنوعی برای افزایش شفافیت، کارایی در اجرا و پاسخگویی به چالشهای اقتصادی-اجتماعی ضروری است.این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته (کیفی-کمی) ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی جامع اجرای خطمشیگذاری مبتنی بر هوش مصنوعی (AI) برای شعبه مرکزی سازمان تأمین اجتماعی استان خوزستان انجام شد. با توجه به گستردگی خدمات سازمان، استفاده از هوش مصنوعی برای افزایش شفافیت، کارایی در اجرا و پاسخگویی به چالشهای اقتصادی-اجتماعی ضروری است.این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته (کیفی-کمی) است. در فاز کیفی، با استفاده از روش فراترکیب، مؤلفههای الگو استخراج گردید. جامعه آماری این فاز، ۳۰ مقاله و سند علمی (داخلی و خارجی) بود که پس از کدگذاری، منجر به شناسایی ۱۰ مؤلفه اصلی و ۵۳ شاخص شد.در فاز کمی، جهت اعتبارسنجی، تأیید و وزندهی مؤلفهها، از روش دلفی فازی استفاده شد. جامعه آماری فاز کمی، شامل ۱۵ نفر از خبرگان و متخصصین دانشگاهی و اجرایی در حوزه هوش مصنوعی و سازمان تأمین اجتماعی بود.نتایج فراترکیب نشان داد که الگوی اجرای خطمشیگذاری هوش مصنوعی شامل ۱۰ مؤلفه کلیدی است که مهمترین آنها عبارتند از: “ظرفیت تحلیلی و پشتیبانی تصمیم”، “الزامات و مهارتهای منابع انسانی”، “یکپارچهسازی فناوری و عملیات” و “چالشهای اخلاقی، حقوقی و امنیتی”. نتایج دلفی فازی نیز ضمن تأیید این مؤلفهها، به اولویتبندی آنها در زمینه تأمین اجتماعی و تعیین الزامات اجرایی نهایی پرداخت. الگوی نهایی، یک چارچوب جامع ۱۰ مؤلفهای را فراهم میآورد که نه تنها ابزارهای AI را برای بهبود کارایی معرفی میکند، بلکه با تمرکز بر حکمرانی و اخلاق، اجرای مسئولانه و پاسخگوی سیاستها را میسر میسازد.کلیدواژهها: فراترکیب، دلفی فازی، خطمشیگذاری، هوش مصنوعی، سازمان تأمین اجتماعی، الگوی اجرای خطمشی.