رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
داود فیض؛ عظیم زارعی؛ محسن آرمان؛ الهام سادات کیا
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر ارز اجتماعی در بازاریابی دیجیتال میپردازد. با تحول مفاهیمی مانند هویت، تعلق و وفاداری توسط فناوریهای هوشمند، این مطالعه ابعاد نوظهور ارز اجتماعی را تحلیل کرده و چارچوبی نوآورانه برای بهینهسازی استراتژیهای بازاریابی در عصر هوش مصنوعی ارائه میدهد. تمرکز اصلی بر نقش هوش مصنوعی در شخصیسازی، ...
بیشتر
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر ارز اجتماعی در بازاریابی دیجیتال میپردازد. با تحول مفاهیمی مانند هویت، تعلق و وفاداری توسط فناوریهای هوشمند، این مطالعه ابعاد نوظهور ارز اجتماعی را تحلیل کرده و چارچوبی نوآورانه برای بهینهسازی استراتژیهای بازاریابی در عصر هوش مصنوعی ارائه میدهد. تمرکز اصلی بر نقش هوش مصنوعی در شخصیسازی، پیشبینی رفتار و تولید محتوا است که موجب دگرگونی ارزشهای ناشی از تعاملات اجتماعی دیجیتال شده است. این پژوهش با روش کیفی و تحلیل تم انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 16 متخصص در حوزههای بازاریابی، مدیریت و هوش مصنوعی جمعآوری و پس از کدگذاری، تحلیل شدند. فرآیند تحلیل منجر به شناسایی 140 کد اولیه، 20 مضمون سازماندهنده و 5 مضمون اصلی شد که شامل: تحول ارزشهای اجتماعی در فضای دیجیتال، نقش هوش مصنوعی در توسعه سرمایه اجتماعی، تأثیر هوش مصنوعی بر رفتار مصرفکننده، استحکام روابط بلندمدت با مشتریان و تسریع تعاملات دیجیتال بودند. یافتهها نشان میدهند که هوش مصنوعی با بازتعریف ابعاد ارز اجتماعی، تعاملات دیجیتال را غنی کرده و ابزارهایی برای پیشبینی رفتار و تقویت وفاداری ارائه میدهد. با این حال، چالشهایی مانند نقض حریم خصوصی، تعصبات الگوریتمی و کاهش لمس انسانی از موانع اصلی هستند. این پژوهش پیشنهاد میکند که شرکتها با پیادهسازی سامانههای تحلیل داده، برگزاری دورههای آموزشی و تدوین چارچوبهای اخلاقی، این چالشها را مدیریت کنند تا از مزیتهای هوش مصنوعی بهرهمند شوند.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
امیر والافر؛ مرتضی ملکی مین باش رزگاه؛ عظیم زارعی؛ داود فیض
چکیده
فناوری بلاک چین یکی از امیدوارکنندهترین فناوریهای قرن حاضر است که پتانسیل ایجاد تغییرات اساسی در مدلهای کسبوکار در طیف گستردهای از صنایع را دارد. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی پیشایندهای توسعه بازاریابی دیجیتال مبتنی بر فناوری بلاک چین از دیدگاه متخصصین بازاریابی در صنعت هوانوردی است.این پژوهش از نظر جهت گیری کاربردی ...
بیشتر
فناوری بلاک چین یکی از امیدوارکنندهترین فناوریهای قرن حاضر است که پتانسیل ایجاد تغییرات اساسی در مدلهای کسبوکار در طیف گستردهای از صنایع را دارد. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی پیشایندهای توسعه بازاریابی دیجیتال مبتنی بر فناوری بلاک چین از دیدگاه متخصصین بازاریابی در صنعت هوانوردی است.این پژوهش از نظر جهت گیری کاربردی و از منظرفلسفی اثبات گرایانه است که با استفاده از روش آمیخته کیو انجام شده است. در این مطالعه نخست با مرور ادبیات و مصاحبه نیمه ساختاریافته پیشایندهای توسعه بازاریابی دیجیتال مبتنی برفناوری بلاک چین استخراج و با کمک خبرگان، عوامل نهایی مشخص گردید؛ سپس این عوامل در قالب کارتهای کیو در اختیار 22 نفر از متخصصین و خبرگان بازاریابی در صنعت هوانوردی که بهصورت هدفمند انتخاب شدند قرار گرفته و در نهایت دیدگاه آنان با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی تحلیل گردید.مشارکت کنندگان در این پژوهش دارای 6 دیدگاه مختلف بوده و الگوهای ذهنی آنان براساس متغیرهای بازار، عوامل داخلی، محتوایی، فناورانه، عوامل انسانی و محیطی دسته بندی شده است.نتایج این پژوهش بینش مفیدی را به مدیران و تصمیم گیران در صنعت هوانوردی داده تا با شناخت این عوامل بتوانند بازاریابی دیجیتال را در شرکتهای هواپیمایی تقویت نموده و آن را توسعه دهند.
علی دادوند؛ علی صنایعی؛ حسین رضایی دولت آبادی؛ آذرنوش انصاری
چکیده
چکیده هدف: پژوهش حاضر باهدف طراحی مدل بازاریابی محتوایی انجام شده است وبه دنبال دستیابی به اطلاعاتی است که باکمک آن بتوان عوامل موثردر بازاریابی محتوایی رابه خوبی شناخت ومدلی جامع طراحی نمود. روش: این پژوهش، از نظر روش، کیفی وبااستفاده ازمدل سهشاخگی انجام گردید. با مطالعه پژوهشهای پیشین سؤالات مربوط بهمصاحبه باخبرگان شناسایی ...
بیشتر
چکیده هدف: پژوهش حاضر باهدف طراحی مدل بازاریابی محتوایی انجام شده است وبه دنبال دستیابی به اطلاعاتی است که باکمک آن بتوان عوامل موثردر بازاریابی محتوایی رابه خوبی شناخت ومدلی جامع طراحی نمود. روش: این پژوهش، از نظر روش، کیفی وبااستفاده ازمدل سهشاخگی انجام گردید. با مطالعه پژوهشهای پیشین سؤالات مربوط بهمصاحبه باخبرگان شناسایی وسازماندهی شد وسپس دادههای جمعآوری شده درطی مصاحبههای عمیق، در قالب فرایندکدگزاری باز ومحوری خلاصهسازی ودر نهایت بهساخت فرضیات اقدام گردید. نمونه آماری مورد مصاحبه 10 نفر از خبرگان و کارشناسان آگاه به موضوع بودند که به صورت نمونهگیری غیر احتمالی وبه شیوه قضاوتی انتخاب شدند. نظرات آنهادر رابطه باعوامل موثربر بازاریابی محتوایی درقالب نظریه ادراکی محقق، جمعآوری شد وبااستفاده از نرمافزارمکس (MaxQDA) پاسخها کدگزاری ومورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها: از دستهبندی نظرات مشارکتکنندگان در مجموع 63 کد باز بدست آمد که باکدگزاری محوری، درسه حوزه ساختاری، زمینهای ورفتاری بازاریابی محتوایی دستهبندی شدند. نتایج نشان میدهد که اجماع بالایی مبنی بر 22 مفهوم درعوامل رفتاری، 23 مفهوم به درعوامل زمینهای و 18 مفهوم به عنوان عوامل ساختاری موثر بربازاریابی محتوا وجود دارد. عوامل زمینهای و سپس رفتاری بیشترین تاثیر