مقاله پژوهشی
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
سمانه مرادی؛ مهرداد حسینی شکیب؛ علی بدیع زاده
چکیده
در عصر انقلاب صنعتی چهارم، هوشمندسازی و پیادهسازی فناوریهای نوین به عنوان محرکهای اصلی تحول در صنایع مختلف محسوب میشوند. صنعت حمل و نقل ریلی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیازمند تعیین معیارهای دقیق برای ارزیابی میزان بلوغ و آمادگی خود در پذیرش و پیادهسازی فناوریهای مرتبط با صنعت 4.0 است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و ارایه ...
بیشتر
در عصر انقلاب صنعتی چهارم، هوشمندسازی و پیادهسازی فناوریهای نوین به عنوان محرکهای اصلی تحول در صنایع مختلف محسوب میشوند. صنعت حمل و نقل ریلی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیازمند تعیین معیارهای دقیق برای ارزیابی میزان بلوغ و آمادگی خود در پذیرش و پیادهسازی فناوریهای مرتبط با صنعت 4.0 است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و ارایه الگوی مفهومی ارزیابی بلوغ صنعت حمل و نقل ریلی مبتنی بر فناوریهای نسل چهارم صنعت است. این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو و بررسی نظاممند 87 مقاله علمی منتشر شده در بازه زمانی 2016 تا 2025 انجام شده است. فرآیند غربالگری مقالات براساس معیارهای ارزیابی دقیق شامل زبان، قلمرو زمانی، شرایط مطالعاتی، جامعه پژوهش و نوع مقالات صورت گرفت. نتایج پژوهش منجر به تدوین الگوی مفهومی شامل 5 بعد اصلی، 21 شاخص و 84 کد عملیاتی شد که عبارتند از: فناوریهای صنعت 4.0 در حمل و نقل ریلی، چالشها و موانع هوشمندسازی، امنیت سایبری و ریسکهای دیجیتالی، کاربردهای عملی و بهبود عملکرد، و پایداری و محیط زیست. اعتبار علمی نتایج با ضریب کاپای 89/0 و روایی محتوایی 83/0 تایید شد. این الگو، چارچوب جامعی برای ارزیابی و سنجش میزان بلوغ سازمانهای فعال در حوزه حمل و نقل ریلی ارایه میدهد و میتواند به عنوان ابزاری کارآمد برای شناسایی نقاط قوت و ضعف، و تدوین راهکارهای بهبود در مسیر هوشمندسازی مورد استفاده قرار گیرد.
مقاله پژوهشی
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
علی اصغر پورعزت؛ فاطمه ابراهیم گل؛ سحر بابایی
چکیده
داشبورد، به منزله یک نمایشگر دیداری، نقش مؤثری در افزایش به اشتراکگذاری دانش و اطلاعات در حوزههای گوناگون دارد. بهکارگیری داشبورد در حوزه خطمشی و تجهیز آن با فناوریهای نوین دادهمحور و در راستای گسترش دولت الکترونیک، بستری برای تحقق حکمرانی هوشمند ایجاد مینماید تا بهسوی شفافیت، مسئولیتپذیری، تصمیمگیری آیندهنگر ...
بیشتر
داشبورد، به منزله یک نمایشگر دیداری، نقش مؤثری در افزایش به اشتراکگذاری دانش و اطلاعات در حوزههای گوناگون دارد. بهکارگیری داشبورد در حوزه خطمشی و تجهیز آن با فناوریهای نوین دادهمحور و در راستای گسترش دولت الکترونیک، بستری برای تحقق حکمرانی هوشمند ایجاد مینماید تا بهسوی شفافیت، مسئولیتپذیری، تصمیمگیری آیندهنگر و مشارکت بیشتر گام برداریم. در شهرهای هوشمند، مشارکت، اغلب از طریق بنسازههای مشارکت اختصاصی، نظیر داشبوردها رخ میدهد که شهروندان میتوانند از طریق آنها رای دهند، بحث کنند و ایدهپردازی کنند. هدف از پژوهش حاضر، ارایه چارچوبی برای طراحی داشبورد در خطمشیگذاری عمومی برای محققسازی حکمرانی هوشمند است. بدین منظور، با بررسی صورت گرفته در پایگاه اسکوپوس و وباوساینس، درنهایت 40 مقاله در بازه زمانی 2012 تا 2025 با محوریت طراحی داشبورد، انتخاب و به روش کیفی تحلیل شدند. در این پژوهش، چگونگی طراحی داشبورد مدیریتی درحوزههای گوناگون رصد شد و سپس، با توجه به تعدد مشخصهها و رویکردهای استفاده شده، با نگاهی کلانتر به طراحی داشبورد در خطمشیگذاری عمومی پرداخته شد. نتایج پژوهش با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون و برمبنای چارچوب مطالعاتی براون و کلارک (2006)، نشان داد که برای طراحی داشبوردهای هوشمند خطمشیگذاری عمومی، میتوان با توجه به 55 مضمون فرعی در قالب 6 مضمون اصلی نهایی گردید؛ مضمونهای اصلی عبارتند از: نیازسنجی، گردآوری و مدیریت داده بصورت هوشمند، طراحی دیداری، تحلیل داده هوشمند، قابلیتهای فنی، ارزیابی و پشتیبانی هوشمند.
مقاله پژوهشی
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
محمود زاهدیان نژاد؛ محمد مهرآیین؛ روح الله باقری؛ سید محمد طباطبایی
چکیده
بیماریهای قلبی-عروقی (CVDs) یکی از علل اصلی مرگومیر در سراسر جهان محسوب میشوند. افزایش دادههای پیچیده حاصل از ابزارهای تشخیصی مانند الکتروکاردیوگرام (ECG)، چالشهای قابل توجهی را برای پزشکان ایجاد کرده که بر دقت تشخیص و سرعت درمان تأثیر میگذارد. یادگیری گروهی (EL) با ترکیب مدلهای مختلف، عملکرد بهتری را در مدیریت CVD ها ارائه میدهد، ...
بیشتر
بیماریهای قلبی-عروقی (CVDs) یکی از علل اصلی مرگومیر در سراسر جهان محسوب میشوند. افزایش دادههای پیچیده حاصل از ابزارهای تشخیصی مانند الکتروکاردیوگرام (ECG)، چالشهای قابل توجهی را برای پزشکان ایجاد کرده که بر دقت تشخیص و سرعت درمان تأثیر میگذارد. یادگیری گروهی (EL) با ترکیب مدلهای مختلف، عملکرد بهتری را در مدیریت CVD ها ارائه میدهد، اما تحقیقات محدودی به صورت سیستماتیک تکنیکهای مختلف آن را مقایسه کردهاند. این پژوهش با استفاده از رویکرد فراترکیب، به بررسی کاربرد مدلهای EL در ترکیب با مدلهای یادگیری ماشین (ML) و یادگیری عمیق (DL) میپردازد. هدف این مطالعه، دستهبندی مدلهای EL در مدیریت CVD ها، ارزیابی عملکرد و کارایی آنها در هر دسته، شناسایی مزایا و محدودیتها و تحلیل نقش مهندسی ویژگی است. یافتههای این فراترکیب نشان میدهد که کاربرد مدلهای یادگیری در مدیریت CVD ها به چهار حوزهی اصلی تقسیم میشود: پیشبینی، تشخیص، شناسایی و طبقهبندی. نتایج تأیید میکند که مدلهای EL در تمام این چهار حوزه غالب هستند و کارایی آنها با ادغام با تکنیکهای ML و DL به طور قابل توجهی افزایش مییابد. در میان رویکردهای مختلف، مدلهای جنگل تصادفی (RF) و الگوریتمهای تقویت گرادیان مانند XGBoost، بیشترین فراوانی استفاده را داشته و به عنوان کارآمدترین و دقیقترین مدلها شناخته میشوند. این پژوهش با ارائه یک نمای کلی ساختاریافته، بینشهای ارزشمندی را برای محققان و متخصصان بالینی فراهم میکند و چارچوبی برای بهکارگیری مدلهای ترکیبی جهت دستیابی به مدیریت دقیقتر و مؤثرتر بیماریهای قلبی-عروقی ارائه میدهد.
مقاله پژوهشی
مدیریت داده، اطلاعات و دانش در حوزه کسبوکار هوشمند
آتوسا ابراهیمی شاه آبادی؛ علی مبینی دهکردی
چکیده
پلتفرمهایدیجیتال به ساختارهایی پیچیده تبدیل شده که معماریهای فناورانه، اثراتشبکه و تعاملات چندوجهی در آنها، اشکال جدیدی از قدرت را در سطوح کلان، میانه و خرد ایجاد کردهاست. هدف این پژوهش بازسازماندهی ابعاد پراکندهی حکمرانی قدرت پلتفرمها در قالب یک چارچوب منسجم سهسطحی است. این مطالعه از طرح فراترکیب نظاممند استفاده ...
بیشتر
پلتفرمهایدیجیتال به ساختارهایی پیچیده تبدیل شده که معماریهای فناورانه، اثراتشبکه و تعاملات چندوجهی در آنها، اشکال جدیدی از قدرت را در سطوح کلان، میانه و خرد ایجاد کردهاست. هدف این پژوهش بازسازماندهی ابعاد پراکندهی حکمرانی قدرت پلتفرمها در قالب یک چارچوب منسجم سهسطحی است. این مطالعه از طرح فراترکیب نظاممند استفاده و جستجویی هدایتشده با پروتکل پریزما در پایگاه داده اسکوپوس برای سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ انجام شد. پس از غربالگری ۵۱۴ مقاله و اعمال معیارهای کیفی مؤسسه جویانا بریگز، تعداد ۴۴ مطالعه کیفی انتخاب شد. استخراج دادهها و کدگذاری از طریق مراحل باز، محوری و انتخابی انجام گرفت و کدها برای اطمینان از پایایی، بهطور مستقل نیز بررسی شدند. مطالعات مرورشده شامل مداخلاتی در حوزه ساختارهای تنظیمگری، معماریهای اکوسیستم و سازوکارهای سطح کاربر بودند و تحلیل با استفاده از تکنیکهای سنتز کیفی صورت گرفت. نتایج نشان داد که قدرت پلتفرم از طریق قواعد نهادی و تنظیمی سطح کلان، ترتیبات زیرساختی و الگوریتمی سطح میانه و سازوکارهای طراحی و رفتاری سطح خرد شکل گرفتهاست. همچنین یافتهها نشان داد که این سطوح بهطور درهمتنیده با یکدیگر مرتبط بوده و یکدیگر را در چگونگی کارکرد قدرت پلتفرمی تقویت میکنند. در نهایت، این پژوهش نشان داد که درک حکمرانی پلتفرمها مستلزم توجه همزمان به هر سه سطح است و چارچوبهای یکپارچه برای مواجهه با ماهیت چندبعدی قدرت در پلتفرمهای دیجیتال ضروری هستند.
مقاله پژوهشی
علم داده، هوشمندی و تحلیلهای آینده نگر
محمدرضا کاظمی؛ علیرضا دهقان پور فراشاه؛ افسانه دهقان پور فراشاه
چکیده
ظهور پرشتاب هوش مصنوعی و فناوریهای نوظهور دیجیتال، تحولی اساسی در عرصه حکمرانی عمومی ایجاد کرده است، با این حال گسستی عمیق میان قابلیتهای فنی و کاربست عملی آنها در سازمانهای دولتی مشاهده میشود. هدف این پژوهش، آیندهنگاری حکمرانی عمومی هوشمند سرمایه انسانی دولت و ترسیم مسیر تحول هوشمندانه در پرتو تحول دیجیتال است. این پژوهش ...
بیشتر
ظهور پرشتاب هوش مصنوعی و فناوریهای نوظهور دیجیتال، تحولی اساسی در عرصه حکمرانی عمومی ایجاد کرده است، با این حال گسستی عمیق میان قابلیتهای فنی و کاربست عملی آنها در سازمانهای دولتی مشاهده میشود. هدف این پژوهش، آیندهنگاری حکمرانی عمومی هوشمند سرمایه انسانی دولت و ترسیم مسیر تحول هوشمندانه در پرتو تحول دیجیتال است. این پژوهش از نظر ماهیت، کیفی و با ترکیب رویکردهای فراترکیب و سناریوپردازی انجام شد. متون انتخاب شده برای فراترکیب شامل کلیه مقالهها و گزارشهای علمی منتشر شده بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ بود که بر مفاهیم هوش مصنوعی در بخش عمومی، تحول دیجیتال و حکمرانی دادهمحور تمرکز داشتند. در مرحله اول با روش فراترکیب، عدم قطعیتهای کلیدی و پیشرانهای اصلی تحول حکمرانی شناسایی و در مرحله دوم، سناریوهای محتمل برای آینده حکمرانی عمومی هوشمند تدوین شدند. یافتههای پژوهش، ابعاد پیچیده این تحول را برجسته ساخت که مشتمل بر نیاز مبرم بخش عمومی به منابع انسانی با شایستگیهای دیجیتال و ضرورت ایجاد چارچوبهای حکمرانی عمومی منسجم برای مدیریت ریسکها و سوگیریهای الگوریتمی است.
مقاله پژوهشی
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
میثم داودی؛ سید احسان ظهوری؛ بهرام علیشیری
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی جامع اجرای خطمشیگذاری مبتنی بر هوش مصنوعی (AI) برای شعبه مرکزی سازمان تأمین اجتماعی استان خوزستان انجام شد. با توجه به گستردگی خدمات سازمان، استفاده از هوش مصنوعی برای افزایش شفافیت، کارایی در اجرا و پاسخگویی به چالشهای اقتصادی-اجتماعی ضروری است.این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته (کیفی-کمی) ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی جامع اجرای خطمشیگذاری مبتنی بر هوش مصنوعی (AI) برای شعبه مرکزی سازمان تأمین اجتماعی استان خوزستان انجام شد. با توجه به گستردگی خدمات سازمان، استفاده از هوش مصنوعی برای افزایش شفافیت، کارایی در اجرا و پاسخگویی به چالشهای اقتصادی-اجتماعی ضروری است.این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته (کیفی-کمی) است. در فاز کیفی، با استفاده از روش فراترکیب، مؤلفههای الگو استخراج گردید. جامعه آماری این فاز، ۳۰ مقاله و سند علمی (داخلی و خارجی) بود که پس از کدگذاری، منجر به شناسایی ۱۰ مؤلفه اصلی و ۵۳ شاخص شد.در فاز کمی، جهت اعتبارسنجی، تأیید و وزندهی مؤلفهها، از روش دلفی فازی استفاده شد. جامعه آماری فاز کمی، شامل ۱۵ نفر از خبرگان و متخصصین دانشگاهی و اجرایی در حوزه هوش مصنوعی و سازمان تأمین اجتماعی بود.نتایج فراترکیب نشان داد که الگوی اجرای خطمشیگذاری هوش مصنوعی شامل ۱۰ مؤلفه کلیدی است که مهمترین آنها عبارتند از: “ظرفیت تحلیلی و پشتیبانی تصمیم”، “الزامات و مهارتهای منابع انسانی”، “یکپارچهسازی فناوری و عملیات” و “چالشهای اخلاقی، حقوقی و امنیتی”. نتایج دلفی فازی نیز ضمن تأیید این مؤلفهها، به اولویتبندی آنها در زمینه تأمین اجتماعی و تعیین الزامات اجرایی نهایی پرداخت. الگوی نهایی، یک چارچوب جامع ۱۰ مؤلفهای را فراهم میآورد که نه تنها ابزارهای AI را برای بهبود کارایی معرفی میکند، بلکه با تمرکز بر حکمرانی و اخلاق، اجرای مسئولانه و پاسخگوی سیاستها را میسر میسازد.کلیدواژهها: فراترکیب، دلفی فازی، خطمشیگذاری، هوش مصنوعی، سازمان تأمین اجتماعی، الگوی اجرای خطمشی.
مقاله پژوهشی
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
محمد ربیعی
چکیده
تایید نام در فرآیند ﺛﺒﺖ ﺗﺎﺳﻴﺲ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺛﺒﺖ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﻤﺨﻮﺍﻧﻲ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱﺑﻌﻤﻞ ﺁﻳﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ بمنظور بررسی درصد تطبیق ﻧﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻱ ﻣﺘﻘﺎﺿﻴﺎﻥ ﺛﺒﺖ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺎ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖ روشی نوین بر اساس الگوریتمهای یادگیری عمیق ارائه ...
بیشتر
تایید نام در فرآیند ﺛﺒﺖ ﺗﺎﺳﻴﺲ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺛﺒﺖ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﻤﺨﻮﺍﻧﻲ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱﺑﻌﻤﻞ ﺁﻳﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ بمنظور بررسی درصد تطبیق ﻧﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻱ ﻣﺘﻘﺎﺿﻴﺎﻥ ﺛﺒﺖ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺎ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖ روشی نوین بر اساس الگوریتمهای یادگیری عمیق ارائه شده است. داده های این پژوهش از ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺛﺒﺖ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻭ ﺍﻣﻼﻙ ﻛﺸﻮﺭ جمع آوری گردیده است. در روش پیاده سازی ابتدا از فیلترهای اولیه نامگذاری شرکت استفاده شده است. سپس با ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺗﺮﻛﻴﺐﺭﻭﺵ آریا برت به ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﺗﻜﻨﻴﻚ تعبیه کلمات به ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻧﺎﻡ پیشنهادی ﺷﺮﻛﺖ به بردار پرداخته می شود. در مرحله ای موازی زمینه فعالیت شرکت را با استفاده از فستتکس به ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻋﺪﺩﻱ ﻭ تلفیق بردار بدست آمده با الگوریتمهای یادگیری عمیق حافظه کوتاه و بلند مدت دو طرفه بر اساس یک لایه توجه اضافه می گردد. جهت ارزیابی نتایج از ﻣﻌﻴﺎﺭ ﺷﺒﺎﻫﺖﻛﺴﻴﻨﻮﺳﻲ و معیار روج (1و2و ال) ﺍستفاده ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. پس از تایید پذیرش نام شرکت و زمینه فعالیت، از روش خوشه بندی دیبی اسکن برای خوشه بندی نام شرکت در دسته های فعالیت استفاده می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد که مقادیر دقت در بخش بردار سازی زمینه فعالیتهای شرکت برای معیار روج ال مقدار 7982/0 و مقادیر دقت و فراخوانی نهایی مدل به ترتیب 8512/0 ،8317/. محاسبه گردید. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺿﺮﻳﺐ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻴﻦ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻛﺴﻴﻨﻮﺳﻲﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻴﻦ ﻧﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻱ ﻭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺎ ﻣﻘﺪﺍﺭ 93 درصد ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ معیارهای ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻧﺎﻡ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺪﻝ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.