الگوی عوامل مؤثر بر مشارکت در جوامع مجازی برند
صفحه 1-24
زهره دهدشتی شاهرخ، محمد تقی تقوی فرد، محمد رضا کریمی علویجه، محمد مهدی پورسعید
چکیده تغییرات اساسی که از قرن نوزدهم در جامعه و اقتصاد رخ داده بهوضوح در توسعه اجتماعات ما منعکس شده است. جوامع مصرف که قبلاً وجود نداشتند با گسترش رسانههای جمعی و بازاریابی مدرن پا به عرصه وجود گذاشتند و درنتیجه مردم بهطورفزایندهای هویتشان را به برندهایی که مصرف میکنند گره زدند از سوی دیگر بازار در قرن بیست و یکم، تحت سیطره فنّاوری پیشرفته ارتباطی خصوصاً وب 2.0 و تجارت الکترونیک قرار گرفته است بهتبع آن جوامع مجازی برند بهسرعت در حال گسترش هستند.
با عنایت به مراتب فوق، این تحقیق به دنبال شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت در این جوامع است. روش تحقیق مورداستفاده در این پژوهش، پیمایش بوده و جامعه آماری پژوهش شامل آن دسته از مشتریان شرکتهای مورد تحقیق است که در جوامع مجازی برند این شرکتها عضو هستند. دادههای پژوهش از 408 نفر از اعضای جامعه جمعآوری شدند. بهمنظور آزمون فرضیات مرتبط با اجزاء مدل و آزمون کل مدل تحقیق، از روش تحلیل عاملی تأییدی و مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. یافتههای مطالعه حاکی از این است که چهار دسته از عوامل یعنی عوامل مرتبط با برند، عوامل اجتماعی، عوامل مرتبط با محصول و عوامل کارکردی بر مشارکت در جوامع مجازی برند مؤثرند.
ارزیابی آمادگی استقرار سامانههای برنامهریزی منابع سازمان بر مبنای مدل 7S مکینزی در دانشگاه کاشان
صفحه 25-40
زهرا نیک نژاد، نسیم غنبر طهرانی، رضا قرائی پور
چکیده در این تحقیق با مرور ادبیات موضوع و تحلیل معیارهای مورداستفاده در مدلهای موجود، مدل 7 اس مکینزی و بعد عوامل محیطی برای ارزیابی آمادگی دانشگاه کاشان جهت استقرار سیستمERP آموزشی استفاده شده است. این مدل دارای 8 معیاراصلی (استراتژی، ساختار، سامانهها، سبک مدیریتی، کارکنان، ارزشهای مشترک و عوامل محیطی) و 25 زیر معیار است که با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی و روش مقایسات زوجی به ارزیابی معیارها و زیرمعیارها و وزن دهی آنها پرداخته است و در ادامه در مطالعه میدانی، پرسشنامه ارزیابی آمادگی بهکارگرفته شده است.یافتههای تحقیق نشان میدهد که بعد ارزشهای مشترک با 42% بیشترین میزان آمادگی و سبک مدیریتی با 7% کمترین میزان آمادگی را جهت استقرار سیستمERP دارا است؛ بنابراین دانشگاه کاشان از لحاظ بعد ارزشی و ساختار شرایط مطلوبتری در پیادهسازی سامانه برنامهریزی منابع سازمان دارد. نتایج و پیشنهادهای مرتبط جهت سطح مطلوبیت هر معیار و زیر معیار ارائه شده است.
تأثیرهم راستایی فناوری اطلاعات در کسب وکار سازمانهای تولیدی با رویکرد کارت امتیازی متوازن فناوری اطلاعات
صفحه 41-61
فتاح شریف زاده، آرزو صادقی، امیر مهدی آبادی
چکیده همسویی فناوری اطلاعات و کسبوکار یکی از اساسیترین مسائل موردنظر مدیران فناوری اطلاعات و مدیران ارشد سازمانهاست. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان همراستایی فناوری اطلاعات در بین مدیران و مهندسان واحدهای تولیدی و در یکی از بزرگترین شهرکهای صنعتی در ایران یعنی شهرکهای صنعتی استان سمنان به اجرا درآمده است. این تحقیق به دید هدف از نوع مطالعات کاربردی و از دید جمعآوری دادههای تحقیق از نوع توصیفی ـ پیمایشی محسوب میشود. نمونه آماری از طریق نمونهگیری به شیوهی تصادفی طبقهای به تعداد 300 نفر از بین مدیران و مهندسان واحدهای تولیدی انتخاب شده است. برای جمعآوری دادهها از روش اندازهگیری خودساخته با 35 سؤال در چهار بعد اصلی بهرهبرداری شده است. روایی ابزار سنجش با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی شامل شاخص KMO برابر 827/0 و برای آزمون بارتلت 000/0 نشان از تأیید روایی سنجش مورد استفاده دارد. برای پایایی هم از آلفای کرونباخ استفاده شده که 90/0 بهدست آمده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها هم از نرمافزار مدلیابی معادلات ساختاری لیزرل 80/8 استفاده شد. نتایج نشان میدهد بیشترین تأثیر را در بین چهار مؤلفهی اصلی شاخص مشارکت و همکاری کسبوکار و کمترین تأثیر را آیندهنگری دارند. همچنین در بین زیر متغیرهای فرعی شاخص شناسایی قابلیتها و پرورش فرصتها بالاترین تأثیرگذاری را دارد.
عوامل کلیدی موفقیت سازمان 2 و اولویتبندی آنها
صفحه 63-86
محمد صادق مرادی، خداکرم سلیمی فرد
چکیده ایجاد فناوریهای جدید در زمینه اینترنت و وب در دهه اخیر خصوصاً فنّاوری وب 2، و تأثیری که بر ماهیت کسبوکار داشتهاند باعث شده است تا از این فنّاوریها در سازمانها و در کسبوکار استفاده شود. این امر موجب شده نسلی جدید از سازمانها پا به عرصه بگذارند که به علت اهمیت و تمایزشان با نوع قبلی، سازمان 2 نامگذاری شوند. اگر هنوز بهطور دقیق نمیتوان در مورد موفقیت کامل اجرای سازمانهای نسل 2 و فنّاوریهای وابسته به آن صحبت کرد بااینحال میتوان منافعی که از حرکت به سمت سازمانهای نسل 2 عاید ما میشوند را شناسایی کرده و آنها را مبنایی جهت بهکارگیری فناوریهای جدید مبتنی بر وب در سازمانها قرار داد.
در این پژوهش با مرور ادبیات نظری 6 عامل کلیدی سازمان 2 شناسایی و اولویتبندی شدند که به ترتیب شامل مدیریت دانش، ارتباطات، اطلاعات، مشارکت، فرایندهای کسبوکار و نوآوری میشوند. اولویتبندیهای صورت گرفته بر اساس نظرات 6 کارشناس حوزه فناوری و با روش تحلیل سلسلهمراتبی گروهی انجام شده است.
اولویت بندی استراتژی های جبران خدمات شرکتهای خدمات دهنده اینترنتی از دیدگاه مشتریان با استفاده از رویکرد AHP فازی
صفحه 87-103
مهدی کاظمی، محمدجواد جمشیدی، سمیه احمدی سیدآبادی
چکیده رامروزه استراتژیهای جبران خدمات بهعنوان ابزاری مؤثردرجهت حفظ مشتریانی که به دلیل تجربه دریافت خدمات ضعیف ناراضی هستند، کانون مطالعات متعدد قرارگرفته است. هدف تحقیق حاضر، اولویتبندی استراتژیهای جبران خدمات از دیدگاه مشتریان شرکتهای خدمات اینترنتی در قبال نارساییهای خدماتی این شرکتها است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی است. جامعه آماری تحقیق مشتریان اینترنت پرسرعت شهر مشهد هستند. تعداد نمونه 383 نفر و روش نمونهگیری طبقهای با حجم نمونه متناسب با تعداد مشتریان هر شرکت بوده است. در پژوهش حاضر از روشAHP با رویکرد فازی استفاده شده است. بر اساس نتایج آماری در بین شش استراتژی جبران خدمات شناسایی شده، توانمندسازی اولویت نخستو جبران (دیه)، توضیحات، ارتباطات، ملموسات و بازخورد اولویتهای دوم تا ششم را احراز کردهاند
انتخاب متدولوژی مناسب برای توسعه سامانه اطلاعاتی، با استفاده از تکنیکهای تصمیمگیری (مطالعه موردی: صدور قبض شرکت انبارهای عمومی و خدماتی گمرک غرب تهران)
صفحه 105-134
علی مهرابی، فواد فصیحی، رامین عصاری
چکیده همزمان با پیشرفتهای فناوری و گسترش ارتباطات، بازارها جهانی شده و رقابت بین شرکتها تشدید گردیده است. بررسی ادبیات موضوع مربوط به متدولوژیهای ایجاد سامانههای اطلاعاتی حاکی از آن است که با تکامل متدولوژیها، شاهد درگیری بیشتر کاربران، افزایش قابلیت اتکا سامانهها و حرکت از تأکید بر ابزارها، تکنیکها و زبانهای برنامهنویسی بهسوی متدولوژیها و مفاهیم اساسی سامانه هستیم. بهطورکلی نسلهای مختلف متدولوژیهای توسعه سامانههای اطلاعاتی هرکدام بر حوزهای خاص بیشترین تمرکز را دارند، درحالیکه در حال حاضر در ایران برای همهی حوزهها، از متدولوژیهای مشابهی استفاده میشود که این منجر به کاهش بهرهوری و کارایی سازمانها و شرکتها در انجام امور محوله و کاهش توان رقابتی میشود. انتخاب سامانه اطلاعاتی مناسب برای مکانیزه سازی صدور قبض گمرک با توجه به تعداد زیاد محصولات موجود و تنوع آنها، همچنین مشکل بودن ارزیابی انواع متدولوژیها، کاری پیچیده و مشکل است که نیازمند یک متدولوژی یکپارچه تصمیمگیری است؛ بنابراین فرایند تصمیمگیری برای انتخاب یک سامانه اطلاعاتی از میان چند گزینه، یک فرایند تصمیمگیری چند معیاره است. در این مقاله ما از روش ترکیبی ANP و DEMATEL برای انتخاب سامانه اطلاعاتی مناسب برای عملیات صدور قبض شرکت انبارهای عمومی استفاده کردهایم. درنهایت پس از اجرای مدل ترکیبی عنوانشده، مشخص شد که برای مورد مطالعه ما، متدولوژیهای نسل دوم بهترین انتخاب میتواند باشد.
