مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند

محل نشر ایران- تهران
ناشر دانشگاه علامه طباطبائی
شروع انتشار پاییز1391
وضعیت چاپ چاپی -الکترونیکی
درصد همانندجویی 15%
زبان نشریه فارسی (چکیده گسترده انگلیسی)و لاتین کامل
هزینه چاپ بلی
نوع نشریه علمی (رتبه الف)
نوع داوری داوری بسته حداقل 2 داور
زمان داوری حداقل 9 هفته و حداکثر 6 ماه
          -
تعداد دوره‌ها 15
تعداد شماره‌ها 56
تعداد مقالات 421
تعداد نویسندگان 992
تعداد مشاهده مقاله 1,082,350
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 671,089
نسبت مشاهده بر مقاله 2570.9
نسبت دریافت فایل بر مقاله 1594.04
             --
تعداد مقالات ارسال شده 1,843
تعداد مقالات رد شده 1,116
درصد عدم پذیرش 61
تعداد مقالات پذیرفته شده 159
درصد پذیرش 9
زمان پذیرش (روز) 185
تعداد پایگاه های نمایه شده 12
تعداد داوران 817

اطلاعیه مهم:

نشریه مطالعات مدیریت کسب وکار هو شمند در میان نشریات برتر (Q1) 1402   کشور قرار گرفت.

  این نشریه بر اساس   تفاهم نامه شماره 5/15840 مورخ 1395/5/24 با همکاری انجمن علمی  انفورماتیک ایران منتشر می‌شود.

این نشریه از شماره 21 (پاییز  1396) از عنوان "فصلنامه مطالعات مدیریت فناوری اطلاعات  " به عنوان "مطالعات مدیریت کسب وکار هوشمند " تغییر نام یافته است.

دریافت مجوز علمی :

 در جلسه 24/11/97  و  نامه شماره  3/18311936   مورخ  1397/12/7 کمیسیون نشریات علمی وزارت متبوع از شماره 21  پاییز 1396   مجوز علمی -پژوهشی فصلنامه صادر شد.از پژوهشگران و دانشجویان محترم درخواست می گردد  قبل از ارسال مقاله جهت تعیین موضوعات مورد نظر مجله به بند یک  و دو  اطلاعات نشریه  مراجعه فرمایید. مقالات خود را پس از تکمیل بر اساس راهنمای نگارش فصلنامه، از طریق همین سامانه ارسال نموده و از مراجعه حضوری و یا ارسال مقاله از طریق پست به دفتر فصلنامه خودداری نمایند. 

قابل توجه نویسندگان محترم

لطفا جهت آماده سازی و ارسال مقاله پس از مطالعه دقیق راهنمای نویسندگان از قسمت راهنمای نویسندگان فایل ساختارمقاله را دانلودکرده و مقاله رادراین قالب آماده و  طریق همین سامانه به دفتر فصلنامه ارسال فرمایید.فصلنامه از پذیرفتن مقالاتی که خارج از این ساختار باشد معذورمی باشد.ارسال فرم های تعهد و تعارض امضا شده توسط نویسندگان به همراه مقاله الزامی می باشد. نشریه مبلغ دو میلیون ریال بابت جبران بخشی از هزینه داوری دریافت می کند و در صورت پذیرفته شدن مقاله مبلغ چهار میلیون ریال بابت بخشی از هزینه‌های پردازش مقالات از نویسندگان دریافت میگردد، مابقی هزینه‌ها از سوی دانشگاه علامه طباطبائی پشتیبانی مالی می شود. صدور گواهی پذیرش و چاپ مقاله منحصرا  منوط به در خواست مولف و دریافت نامه پذیرش ممهور به مهر  با امضای سردبیر  نشریه است. دریافت کننده گواهی برای اثبات اصالت آن موظف به استعلام از این نشریه میباشد.مولفین موظف به قرار دادن ِDoi   منابع فارسی ولاتین به صورت هایپر لینک در قسمت منابع می باشند.

معرفی نشریه:

نشریه مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند یک نشریه دسترسی-آزاد، دو سو-ناشناس است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی با همکاری انجمن انفورماتیک ایران  منتشر می‌شود. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین‌المللی با تمرکز بر مباحث مدیریت کسب و کار هوشمند پایه‌گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به پیشرفت‌های صورت گرفته در حوزه مدیریت فناوری اطلاعات انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیت که یافته‌های مرتبط با موضوعات مهم مدیریت فناوری اطلاعات در زمینه کسب و کار را گزارش می‌دهند است.

به منظور دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافته های پژوهشی، این نشریه به عنوان یک نشریه دسترسی-آزاد پایه گذاری شده است. تمام مراحل اشاره شده برای چاپ و انتشار مقاله از سوی انتشارات دانشگاه علّامه طباطبائی پشتیبانی  می‌شود.ضمنا قبل از ارسال مقاله جهت تعیین موضوعات مورد نظر مجله به بند یک و دو  اطلاعات نشریه  مراجعه فرمایید. 

انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی از تعاریف و دستورالعمل های کمیته اخلاقیات در انتشارات (COPE) پیروی می کند. برای دسترسی کامل به این دستورالعمل ها، تعاریف و قوانین می توانید به  آدرس:

www.publicationethics.org/resources مراجعه فرمایید.

مقاله پژوهشی رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب‌ وکار هوشمند

Designing a Public Policy Dashboard for Smart Governance: A Systematic Review

صفحه 1-28

https://doi.org/10.22054/ims.2025.88230.2673

Fatemeh Ebrahimgol، Aliasghar Pourezzat، Mohammadreza Esmaeili Givi، sahar babaei

چکیده A dashboard, as a visual display, plays an effective role in enhancing knowledge and information sharing across various domains. The use of dashboards in the field of policy, equipped with modern data-driven technologies and aligned with the expansion of e-government, creates a platform for achieving smart governance, enabling progress toward transparency, accountability, forward-looking decision-making, and greater participation. In smart cities, participation often occurs through dedicated participation platforms, such as dashboards, through which citizens can vote, discuss, and brainstorm ideas. The aim of the present research is to provide a framework for designing a dashboard in public policy-making to realize smart governance. To this end, through a review conducted in the Scopus and Web of Science databases, 40 articles published between 2012 and 2025 focusing on dashboard design were selected and qualitatively analyzed. In this study, the design of managerial dashboards in various domains was observed, and subsequently, considering the multitude of features and approaches used, the design of dashboards in public policy-making was addressed from a broader perspective. The research findings, using a thematic analysis approach based on the Brown and Clarke (2006) framework, revealed that for designing smart public policy-making dashboards, 55 sub-themes could be categorized into 6 main themes. The main themes are: needs assessment, intelligent data collection and management, spectacularization, intelligent data analysis, technical capabilities, and smart evaluation and support.

مقاله پژوهشی رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب‌ وکار هوشمند

Analyzing e-Participation Models Based on Giddens’ Structuration Theory

صفحه 29-55

https://doi.org/10.22054/ims.2026.89069.2704

Mohammad Taghi Taghavifard، Molood Mehrabian، Payam Hanafizadeh، Jahanyar Bamdadsoofi

چکیده E-participation has emerged as a central pillar of digital governance, aiming to enhance citizen engagement, strengthen transparency, and improve accountability in public decision-making. Despite the proliferation of conceptual and empirical models, limited attention has been paid to the dynamic interaction between structure and agency as conceptualized in Giddens’ Structuration Theory. This study analyzes existing e-participation models through a structuration lens in order to assess their theoretical grounding and identify conceptual gaps. A Systematic Literature Review (SLR) was conducted in accordance with the PRISMA protocol. Articles were retrieved from high-quality international databases, including Web of Science, Scopus, ScienceDirect, Emerald, and Springer, with a focus on journals ranked Q1 and Q2. After duplicate removal, screening, and quality appraisal using the CASP checklist, 39 eligible studies published up to 2025 were selected for in-depth content analysis. The findings reveal that most models emphasize technological and institutional dimensions, while social, cultural, and reflexive aspects-particularly reflexivity and time-space distanciation- remain underdeveloped. Comparative analysis indicates that existing models can be categorized into structure-oriented, agency-oriented, and integrative approaches. However, only a limited number of studies explicitly operationalize the duality of structure in explaining participation dynamics. This study contributes by (1) synthesizing high-quality interdisciplinary literature, (2) extending Structuration Theory into the domain of digital participation, and (3) proposing a conceptual framework that integrates institutional structures, citizen agency, and reflexive processes within digitally mediated time–space contexts. The findings offer theoretical advancement and practical guidance for designing context-sensitive and sustainable e-participation initiatives.

مقاله پژوهشی مدیریت داده، اطلاعات و دانش در حوزه کسب‌وکار هوشمند

A Multilingual BERT Framework for Intelligent Screenplay Analysis: Emotion Recognition through Character Behavioral Patterns

صفحه 55-84

https://doi.org/10.22054/ims.2026.87943.2666

Zohreh Jafarbeglou، MohammadAli AfsharKazemi، soheila jokar

چکیده This study introduces EmoBERTScr, an intelligent Multilingual BERT-based model for detecting and analyzing emotional and behavioral patterns in Persian and multilingual screenplays. A dataset of 35,800 dialogue samples from 1,700 Persian and English screenplays was manually collected and annotated by linguistics and psychology experts into eight emotional categories according to Plutchik’s (1980) wheel of emotions. The methodology involved data acquisition from cinematic archives, preprocessing (noise removal, normalization, and tokenization), and supervised learning with a fine-tuned Multilingual BERT architecture. The model achieved an overall accuracy of 98.22%, with F1-scores ranging from 95.53% (surprise) to 100% (joy, fear, sadness, trust) across all emotional categories. The primary contribution of this research lies in developing a practical AI assistant for screenwriters, capable of providing real-time feedback to enhance narrative coherence and maintain emotional consistency, which can reduce rewriting and production costs in the film industry. While certain overlapping emotional states, such as anticipation and surprise, remain challenging to distinguish, the proposed approach demonstrates robust performance in both dominant and subtle emotional expressions. This work establishes a foundation for future advancements in intelligent narrative analysis, particularly for low-resource languages like Persian, and highlights the potential for integrating AI-driven emotion recognition into professional screenplay development workflows.

مقاله پژوهشی رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب‌ وکار هوشمند

Multi-Level Governance of Power in Digital Platforms: A Systematic Meta-Synthesis Study

صفحه 85-112

https://doi.org/10.22054/ims.2026.90886.2752

Atoosa Ebrahimi ShahAbadi، Ali Mobini Dehkordi

چکیده Digital platforms have become complex structures in which technological architectures, network effects, and multi-sided interactions have created new forms of power at the macro, meso, and micro levels. This study aims to reorganize the scattered dimensions of platform-power governance into a coherent three-level framework. This study used a systematic meta-synthesis design and conducted a guided search in the Scopus database using the PRISMA protocol for the years 2015-2025. After screening 514 articles and applying the Joanna Briggs Institute quality criteria, 44 qualitative studies were selected. Data extraction and coding were conducted through open, axial, and selective stages, and the codes were also reviewed independently to ensure reliability. The reviewed studies included interventions in the domains of regulatory structures, ecosystem architectures, and user-level mechanisms, and the analysis was carried out using qualitative synthesis techniques. The results showed that platform power had been shaped through macro-level institutional and regulatory rules, meso-level infrastructural and algorithmic arrangements, and micro-level design and behavioral mechanisms. The findings also showed that these levels were interconnected and reinforced one another in shaping how platform power functions. Finally, this study showed that understanding platform governance requires simultaneous attention to all three levels and that integrated frameworks are necessary to address the multidimensional nature of power in digital platforms.

مقاله پژوهشی رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب‌ وکار هوشمند

The Effect of Digital Transformation on Startups’ Innovation Performance: The Chain-Mediating Roles of Big Data Capabilities, Internet of Things and Organizational Agility

صفحه 113-134

https://doi.org/10.22054/ims.2026.88173.2674

Fatemeh Saghafi، foad faizy bagejan

چکیده Digital transformation is recognized as a key driver of high-quality development in firms and a critical tool for shaping innovation-oriented models. However, existing studies have not fully examined the specific mechanisms through which it affects firm innovation performance, and perspectives on this matter remain divergent. Some studies argue that digital transformation can improve innovation performance, while others point to its negative effects and fail to clearly explain the precise role of big data capabilities, the Internet of Things (IoT), and organizational agility in this process. Therefore, drawing on the dynamic capabilities theory of the organization and systems engineering theory, this study employs the logical "Strategy–Behavior–Performance" framework to systematically investigate the process through which digital transformation enhances the innovation performance of startups by promoting big data capabilities, IoT capabilities, and organizational agility. Through empirical analysis of data collected from 203 questionnaires completed by CEOs, senior and middle managers, and IT experts from 15 Iranian startups, this study reveals the serial mediation effects of big data capabilities, IoT capabilities, and organizational agility, confirming the key role of all three factors in the digital transformation process. The findings indicate that digital transformation significantly improves the innovation performance of startups, and the triple mediation effects of big data capabilities, IoT capabilities, and organizational agility are important links in its influence mechanism. These results not only provide empirical support for the theoretical model of digital transformation but also offer practical guidance for startups in formulating strategies and optimizing resource allocation in the digital era.

مقاله پژوهشی مدیریت داده، اطلاعات و دانش در حوزه کسب‌وکار هوشمند

The Role of Data, Information, and Knowledge Management in the Development of Intelligent Businesses: Evidence from 15 Developing Countries

صفحه 136-144

https://doi.org/10.22054/ims.2026.88647.2684

Pariya Alihosseini، Mohammad Baradaran

چکیده In recent decades, the expansion of Information and Communication Technology (ICT) and the growth of data volume have transformed data, information, and knowledge management into one of the main pillars of smart business development. This research was conducted with the aim of investigating the role of data, information, and knowledge management on the technological innovation index, with an emphasis on human and financial development, in 15 developing countries. Secondary data for the period 2000 to 2023 were collected from international databases and analyzed using the Panel Autoregressive Distributed Lag (P-ARDL) model. The results indicate that the improvement of data and information management, both in the short and long term, has a positive and significant effect on the technological innovation index. Furthermore, human development and financial development strengthen the relationship between data management and innovation, and countries equipped with stronger human and financial capital benefit the most from data and knowledge management. Based on the findings, it is suggested that policymakers and managers of smart businesses facilitate the enhancement of innovation and productivity by simultaneously investing in data-driven infrastructures and upgrading human and financial capital.

مقاله پژوهشی علم داده، هوشمندی و تحلیل‌های آینده ‌نگر

From Technological Determinism to Technological Impetus: A Strategic Roadmap for Reconfiguring University Culture in the Age of Artificial Intelligence

صفحه 145-165

https://doi.org/10.22054/ims.2026.89583.2712

Mohammad Hoseini Moghadam

چکیده Artificial intelligence, as a principal driver of transformation in recent years and those to come, has redefined the role of universities in global competition and in the provision of scientific and educational services. Aiming to design a strategic roadmap for reconfiguring university culture in this context, this article examines changes in norms, roles, and customary practices in higher education. This transformation rests on three pillars—transformed leadership, faculty readiness, and access to advanced infrastructures—and has been reinforced by the post COVID acceleration of digital transformation in higher education. Methodologically, the study adopts a conceptual synthesis approach and proposes a staged model to explain cultural transformation. The model comprises three successive stages: first, an organizational flexibility stage that emphasizes local meanings and actor networks; second, an institutional consolidation stage in which rules and procedures are stabilized; and third, a technological impetus stage in which data driven infrastructures and emerging information architectures play a decisive role in shaping organizational culture. Across all stages, mediating and moderating mechanisms—including transparent data governance, algorithmic accountability, enhanced digital competence and literacy among faculty members, and equitable access—play a pivotal role. Building on this model, the article proposes an operational, stage based roadmap for policymaking, implementation, and evaluation, organized around three axes: strengthening transparent and effective data governance, enhancing the digital competence of all university actors, and reducing inequalities in access to infrastructures and opportunities in Iranian universities. The roadmap is designed to support the responsible adoption of AI while preventing the reproduction of existing educational inequalities and fostering a culture of accountability, equity, and lifelong learning.

مقاله پژوهشی رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب‌ وکار هوشمند

Intergenerational Innovation in Family Firms: A Conceptual Framework for Two-Generational Innovation and Overcoming Transition Barriers

صفحه 167-196

https://doi.org/10.22054/ims.2026.86948.2644

Maryam Vajdi Vahid

چکیده Family firms face a fundamental challenge at the point of generational transition: How can they facilitate the necessary innovations for the survival and growth of the second generation (G2) simultaneously preserving the legacy and knowledge of the first generation (G1)? This research examines the mechanisms for innovation activation during the intergenerational transition (G1 to G2). By employing a multiple case study approach across five family firms, presented a novel conceptual framework for ‘Two-Generational Innovation.’ This framework is built upon five critical activation levers. The findings indicate success in generational transition is not merely a process of power or ownership transfer, but rather a complex and dynamic process of collaborative innovation requires the sequential and integrated activation of these levers. The study emphasizes overcoming inherent resistance to change and transforming intergenerational conflicts into innovative opportunities is the key to ensuring future organizational resilience. The results show intergenerational conflicts, resource asymmetries, and cultural rigidity hinders innovation. However, targeted interventions in these five areas enable G1 and G2 to create shared value. By reframing succession as a process of collaborative innovation rather than mere replacement, this study advances family business research. Practical implications include strategies for enhancing trust, knowledge transfer, and sustainable governance structures.

مقاله پژوهشی رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب‌ وکار هوشمند

Competing at the Edge of Technology: Factors Creating Advantage of Knowledge-Based Companies in the Market

صفحه 197-228

https://doi.org/10.22054/ims.2026.89029.2701

Fatemeh Jafari Bazyar، Abolhassan Hosseini، Mohammadreza Jalilvand

چکیده Considering the increasing role of knowledge-based enterprises in economic growth, job creation and the development of new technologies, it is of great importance to examine the factors affecting their competitiveness, especially in the field of information technology, in today's economic landscape of Iran. The purpose of this research is to investigate the competitiveness of knowledge-based companies active in the information technology sector using Porter's diamond model. The research is applied in terms of purpose and qualitative and exploratory in terms of methodology. The participants consisted of managers and experts of knowledge-based information technology companies, who were selected by the method of theoretical sampling. Data were collected and then coded through a review of relevant literature and semi-structured in-depth interviews with 28 participants. The findings indicate that the extracted codes are classified in the six main dimensions of related and supporting industries (energy imbalance, quality of technological infrastructure, support for large industries, ...), operational conditions (marketing and branding capabilities, intelligent management, networking between enterprises, ...), strategy-structure-competition (change of brand name to enter governmental and non-governmental and competitive non-governmental and non-governmental markets). . companies, ...), demand conditions (expansion of emerging digital technologies, shortening of product life cycle, domestic market saturation, ...), government (international interactions, access to government data, incentive policies, ...) and luck (sanctions, currency fluctuations, war). Finally, this study provides a practical framework for analyzing and promoting the competitiveness of knowledge-based IT companies in Iran and shows that competitiveness results from the dynamic interaction between environment and strategy.

مقاله پژوهشی رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب‌ وکار هوشمند

تدوین الگوی سیاست‌گذاری هوشمند برای ارتقای چابکی سازمانی در شرکت‌های نوآور: رویکردی مبتنی بر داده‌های کیفی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22054/ims.2026.87107.2646

راحله جلال نیا، محسن اکبری

چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی سیاست‌گذاری هوشمند برای ارتقای چابکی سازمانی در شرکت‌های نوآور: رویکردی مبتنی بر داده‌های کیفی انجام شده است. مطالعه حاضر از نوع کاربردی-توسعه‌ای بوده و با رویکرد توصیفی و غیرآزمایشی به جمع‌آوری داده‌ها پرداخته است. جامعه مشارکت‌کنندگان پژوهش شامل 17 نفر از خبرگان نظری (اساتید مدیریت فناوری اطلاعات و کارآفرینی) و خبرگان تجربی (مدیران شرکت‌های نوآور) بود که در زمینه اجرای سیاست‌گذاری هوشمند آگاهی داشتند. داده‌های کیفی از طریق مصاحبه‌های نیم‌ساختاریافته با ۶ پرسش اصلی و امکان طرح سؤالات تکمیلی گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با روش نظریه داده‌بنیاد و به کمک نرم‌افزار MAXQDA انجام شد. در ادامه و جهت غربالگری شاخص‌های پژوهش از روش دلفی فازی در نر‌م‌افزار MATLAB استفاده گردید. براساس الگوی پژوهش مشخص گردید شرایط علی (دینامیک ناپایدار محیطی و فشارهای تحول‌زا، تقاضای نوآورانه مشتریان، توسعه فناوری‌های هوشمند و نیاز به حکمرانی داده‌محور) بر پدیده محوری (سیاست‌گذاری هوشمند) تاثیرگذارند. پدیده محوری، شرایط زمینه‌ای (بلوغ زیرساخت دیجیتال درون‌سازمانی و فرهنگ سازمانی یادگیرنده و باز) و شرایط مداخله‌گر (موانع نهادی و اینرسی سازمانی در مسیر تغییر) بر راهبردها و اقدامات (توسعه معماری سیاست‌گذاری هوشمند و سازگار با تحول دیجیتال) تاثیرگذارند. در نهایت راهبردها و اقدامات منجر به پیامدهایی نظیر ارتقای چابکی سازمانی، تقویت نوآوری سیستمی و مشارکتی و ارتقاء سرمایه اجتماعی و اعتماد نهادی می‌شوند.

مقاله پژوهشی

شناسایی بازدارنده‌های توسعۀ گردشگری هوشمند در ایران (تکنیک دلفی فازی)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22054/ims.2026.86049.2620

فاطمه کرجی، محمدجواد جمشیدی، مهدی حسین پور، فیض الله منوری فرد

چکیده با توجه به نقش فزایندۀ فناوری‌های نوین در تحول صنعت گردشگری و اهمیت آن در توسعۀ پایدار اقتصادی و اجتماعی، بهره‌گیری از ظرفیت‌های گردشگری هوشمند در کشورها به ضرورتی انکارناپذیر تبدیل شده است. در ایران، علیرغم پتانسیل بالای گردشگری، توسعۀ گردشگری هوشمند با موانع متعددی روبه‌روست. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل نظام‌مند موانع توسعۀ گردشگری هوشمند در ایران به‌منظور ارائۀ راهکارهایی مؤثر برای رفع آن‌ها است. این پژوهش از نوع کاربردی و با استفاده از روش دلفی فازی مثلثی در سه راند متوالی اجرا شده است. جامعۀ آماری شامل 28 متخصص و صاحب‌نظر در حوزۀ گردشگری و فناوری‌های هوشمند بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع ارجاع زنجیره‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته بود که گویه‌های آن از تحلیل محتوای مصاحبه‌ها و 21 مقالۀ علمی استخراج و براساس فلوچارت PRISMA اعتبارسنجی شد. روایی و پایایی ابزار پژوهش از طریق اجرای سه راند دلفی فازی مثلثی و محاسبۀ ضریب توافق تأیید شد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که موانع توسعۀ گردشگری هوشمند در ایران در قالب هشت بُعد اصلی دسته‌بندی می‌شوند: فنی و زیرساختی، نهادی-قانونی، نیروی انسانی، اقتصادی، بین‌المللی، آموزشی، فرهنگی-اجتماعی و امنیتی. براین‌اساس، راهکارهایی برای رفع این موانع و تسریع فرایند هوشمندسازی گردشگری در ایران پیشنهاد شده است. این پژوهش برای نخستین‌بار با بهره‌گیری از تکنیک دلفی فازی مثلثی به شناسایی جامع و اولویت‌بندی موانع توسعۀ گردشگری هوشمند در ایران پرداخته و الگویی را برای سیاست‌گذاری در راستای ارتقای گردشگری هوشمند و تحقق توسعۀ پایدار ارائه می‌دهد.

مقاله پژوهشی مدیریت داده، اطلاعات و دانش در حوزه کسب‌وکار هوشمند

اقتصاد توجه در عصر دیجیتال : نبرد برندها برای جذب مشتری در کسب و کارهای هوشمند

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 خرداد 1405

https://doi.org/10.22054/ims.2026.90917.2754

عبدالله ساعدی، فاطمه حدادی، سارا میر

چکیده اقتصاد توجه چارچوبی تحلیلی است که توجه انسان را به‌عنوان منبعی کمیاب و محدود در نظر می‌گیرد و بررسی می‌کند که چگونه کسب و کارها برای جذب، تخصیص و بهره‌برداری از این منبع در عصر فناوری، رقابت می‌کنند. پژوهش حاضر با هدف اقتصاد توجه در عصر دیجیتال: نبرد برندها برای جذب مشتری در کسب و کارهای هوشمند انجام پذیرفت. جامعه آماری پژوهش اساتید و مدیران کسب و کارهای هوشمند می‌باشند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند 22 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روش پایایی سنجی درون کدگذار و برون کدگذار انجام شد. در بخش کمی، ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه بود که روایی وپایایی آن روایی محتوایی و پایایی باز آزمون، تائید شد. لازم به ذکر است که داده‌های کیفی با استفاده از نرم‌افزار مکس کیو دی و روش تحلیل محتوا مورد بررسی و همچنین داده‌های کمی با روش نقشه شناختی فازی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها حکایت از آن دارد که بهینه سازی موتورهای جستجو، داستان سرایی برند،، اصالت سازی برند، همکاری با اینفلوئنسرها، الگوریتم های هدف گیری تبلیغات و بازی وارسازی به ترتیب مهمترین عوامل موثر اقتصاد توجه در کسب وکارهای هوشمند می باشند.

مقاله پژوهشی رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب‌ وکار هوشمند

تبیین چارچوب یکپارچه مدیریت کسب‌وکار: تلفیق بوم مدل کسب و کار استروالدر و مدل اسمارت برنارد مار

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 خرداد 1405

https://doi.org/10.22054/ims.2026.89676.2716

شهاب رازبان، سحر کوثری، محمدرضا ثنائی

چکیده ا هدف این پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی یک چارچوب تصمیم‌گیری داده‌محور برای مدیریت یکپارچه مدل کسب‌وکار از طریق همسوسازی بوم مدل کسب‌وکار استروالدر با چارچوب SMART برنارد مار است. شکاف پژوهشی موجود در ادبیات نشان می‌دهد که اگرچه بوم مدل کسب‌وکار ابزار قدرتمندی برای طراحی منطق ارزش‌آفرینی است و مدل SMART چارچوبی عملی برای تحلیل داده و بهبود عملکرد ارایه می‌دهد، اما تاکنون سازوکار نظام‌مندی برای اتصال ساختاری این دو در قالب یک چرخه یادگیری مستمر ارایه نشده‌است. این پژوهش از نوع توسعه‌ای–کاربردی و مبتنی بر مدل‌سازی مفهومی است. داده‌ها از طریق تحلیل محتوای کیفی 86 منبع علمی و انجام 18 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان صنعتی و دانشگاهی گردآوری شد. کدگذاری در سه سطح باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. چارچوب پیشنهادی در قالب یک معماری سه‌لایه شامل لایه طراحی (BMC)، لایه سنجش و تحلیل (SMART) و لایه حاکمیت داده و بهبود مستمر توسعه یافت. اعتبارسنجی مدل با تکنیک دلفی سه‌مرحله‌ای انجام شد. ضریب هماهنگی کندال (W=0.71) و CVR بالاتر از 0.62 برای تمامی مؤلفه‌ها، حاکی از اجماع قابل قبول خبرگان است. مدل پیشنهادی، یک چرخه یادگیری سازمانی « طراحی ←سنجش ←تحلیل ←تصمیم ← بازطراحی » ایجاد می‌کند که شکاف میان طراحی استراتژیک و اجرای داده‌محور را پر می‌نماید.    

تحلیلی بر چرخه انسجام سیاستی در نظام حکمرانی فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

دوره 4، شماره 16، تابستان 1395، صفحه 1-33

https://doi.org/10.22054/ims.2016.5147

محمدتقی تقوی فرد، زهرا وفادار، مهدی رحیمی، مجتبی آقایی

چکیده در همه کشورها، نهاد یا نهادهایی موظف به حکمرانی در حوزه فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات می‌باشند. در ایران نیز حکمرانی این حوزه به عهده چندین نهاد است که باید مجموعه متعاملی از عناصر و ارتباطات بین آن‌ها را در سطح ملی در نظر گرفت. هدف اصلی این مقاله تحلیل نهادی نظام حکمرانی حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور ایران بر پایه چرخه انسجام سیاست‌گذاری و بررسی چالش‌های موجود است. با مرور منابع و مراجع، یک مدل برای بررسی انسجام در سیاست‌گذاری استخراج شده است که بر پایه این مدل و با مطالعه وسیع مستندات و مصاحبه با خبرگان این حوزه، از طریق شناسایی نهادهای متولی در امر حکمرانی حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران و تبیین وظایف و نقش‌های کلیدی آن‌ها در جهت سیاست‌گذاری، به تحلیل وضعیت فعلی و چالش‌های نهادی در هر فاز این مدل پرداخته‌ایم. در انتهای مقاله پیشنهاد‌هایی برای غلبه بر این چالش‌های پیش رو ارائه کرده‌ایم.
 
 

تأثیر شبکه‌های اجتماعی مجازی بر قصد کارآفرینی دانشجویان

دوره 8، شماره 29، پاییز 1398، صفحه 35-60

https://doi.org/10.22054/ims.2019.10375

سید سعید میرواحدی، داود حسین‌پور، احسان سلطان محمدلو

چکیده  
این تحقیق به بررسی تأثیر استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی بر قصد کارآفرینانه پرداخته است. مؤلفه‌های قصد کارآفرینانه در پژوهش حاضر، برگرفته از مدل قصد کارآفرینانه لینان؛ است که شامل نگرش نسبت به رفتارهای کارآفرینانه، هنجارهای اجتماعی و خودباوری می‌شود. تحقیق حاضر کمّی، -کاربردی بودهو ، روش پژوهش آن توصیفی است.  و در این پژوهش از پرسشنامه به‌عنوان ابزار گردآوری داده‌ها از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی استفاده شده است. یافته‌های پژوهش، با استفاده از آزمون‌های ، تحلیل عاملی و معادلات ساختاری در نرم‌افزارهای تحلیلی " اس پی اس اس"و" لیزرل" مورد تجزیه‌وتحلیل و برازش قرار گرفت. نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که رابطه بین شبکه‌های‌ اجتماعی با قصد کارآفرینانه و مؤلفه‌های آن به‌خوبی معنادار است بوده و متغیر شبکه‌های اجتماعی مجازی بر قصد کارآفرینی و مؤلفه‌های آن تأثیر دارد.از بین مؤلفه های مورد بررسی، بیشترین تأثیر و معناداری به‌ ترتیب برای مؤلفه‌های خودباوری کارآفرینانه، هنجارهای اجتماعی و نگرش نسبت به رفتار کارآفرینانه است. درنهایت با آزمون‌های تحلیل ساختاری و مدل معادلات ساختاری تمام فرضیات پژوهش تأیید شدند.
ا

تحلیل زیربنای سیاسی تصمیم‌گیری در شکل‌گیری همکاری‌های راهبردی بازار محور میان کسب‌وکارهای نوپا

دوره 6، شماره 22، زمستان 1396، صفحه 23-47

https://doi.org/10.22054/ims.2018.8519

میرعلی سید نقوی، غدیر شکیبا جمال‌آباد، سید حسین جلالی

چکیده شکل‌گیری همکاری‌های راهبردی به دلیل تعدد ذی‌نفعان و کنش سیاسی میان آنان، فرایندی متأثر از رفتار سیاسی است. پژوهش حاضر درصدد بررسی زیربنای سیاسی تصمیم‌گیری در این خصوص از طریق تمرکز بر نقش مهارت سیاسی و محیط سیاسی بر رفتارهای سیاسی است. برای تحقق این هدف، داده‌ها بر اساس منطق نمونه‌گیری تصادفی ساده و از میان 68 همکاری راهبردی مبتنی بر بازار میان کسب‌وکارهای نوپا حوزه فناوری اطلاعات گردآوری شده‌اند و تأثیر مهارت سیاسی و محیط سیاسی در رفتارهای سیاسی مرتبط با تصمیم‌گیری، با در نظر گرفتن نقش میانجی سرمایه اجتماعی و نقش تعدیل‌تر اراده سیاسی مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته‌های پژوهش حاضر که ریشه در خاستگاه تئوری‌های تصمیم‌گیری و همچنین تئوری نفوذ اجتماعی دارد، بیانگر چگونگی کنش و تعامل میان مؤلفه‌های سیاسی محور به‌منظور اعمال نفوذ اجتماعی در تصمیم‌گیری است و نشان می‌دهد مهارت سیاسی هم به‌صورت مستقیم و هم به‌واسطه خلق سرمایه اجتماعی سبب بروز رفتارهای سیاسی مثبت در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با شکل‌گیری همکاری‌های راهبردی می‌شود؛ درحالی‌که محیط سیاسی بستر بروز رفتارهای سیاسی مخرب را فراهم می‌کند. به‌علاوه، یافته‌ها نقش تعدیل‌کنندگی اراده سیاسی را در بالفعل کردن مهارت‌های سیاسی در ارتباط مستقیم با رفتار سیاسی تائید می‌کندشکل‌گیری همکاری‌های راهبردی به دلیل تعدد ذی‌نفعان و کنش سیاسی میان آنان، فرایندی متأثر از رفتار سیاسی است. پژوهش حاضر درصدد بررسی زیربنای سیاسی تصمیم‌گیری در این خصوص از طریق تمرکز بر نقش مهارت سیاسی و محیط سیاسی بر رفتارهای سیاسی است. برای تحقق این هدف، داده‌ها بر اساس منطق نمونه‌گیری تصادفی ساده و از میان 68 همکاری راهبردی مبتنی بر بازار میان کسب‌وکارهای نوپا حوزه فناوری اطلاعات گردآوری شده‌اند و تأثیر مهارت سیاسی و محیط سیاسی در رفتارهای سیاسی مرتبط با تصمیم‌گیری، با در نظر گرفتن نقش میانجی سرمایه اجتماعی و نقش تعدیل‌تر اراده سیاسی مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته‌های پژوهش حاضر که ریشه در خاستگاه تئوری‌های تصمیم‌گیری و همچنین تئوری نفوذ اجتماعی دارد، بیانگر چگونگی کنش و تعامل میان مؤلفه‌های سیاسی محور به‌منظور اعمال نفوذ اجتماعی در تصمیم‌گیری است و نشان می‌دهد مهارت سیاسی هم به‌صورت مستقیم و هم به‌واسطه خلق سرمایه اجتماعی سبب بروز رفتارهای سیاسی مثبت در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با شکل‌گیری همکاری‌های راهبردی می‌شود؛ درحالی‌که محیط سیاسی بستر بروز رفتارهای سیاسی مخرب را فراهم می‌کند. به‌علاوه، یافته‌ها نقش تعدیل‌کنندگی اراده سیاسی را در بالفعل کردن مهارت‌های سیاسی در ارتباط مستقیم با رفتار سیاسی تائید می‌کند

علم داده، هوشمندی و تحلیل‌های آینده ‌نگر

هوش مصنوعی و آینده پیشرفت علمی: گذار از علم عادی به علم پساعادی

دوره 12، شماره 45، تابستان 1402، صفحه 71-116

https://doi.org/10.22054/ims.2023.74099.2341

محمد حسینی مقدم

چکیده در طول تاریخ ایده پیشرفت یکی از موضوعات اصلی اندیشمندان بوده است. ابتنا به علم و فناوری برای دستیابی به پیشرفت و بهبود مستمر کیفیت زندگی به یکی از اصول جهان شمول تبدیل شده است. بهره‌مندی از هوش مصنوعی به عنوان یکی از پیشرفت‌های فناورانه به منظور توانمندسازی انسان در محاسبه‌گری، پیش‌بینی و شکل‌دهی به آینده مطلوب مورد توجه متخصصان و دانشمندان قرار گرفته است. گسترش بکارگیری هوش مصنوعی در اکتشافات علمی موجب پیداش تحولات هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی در علم شده است. هدف این مقاله تبیین چگونگی بهره‌مندی از هوش‌مصنوعی برای ارتقای توان اکتشافات علمی و دانش‌ورزی انسانی در فرایند پیشرفت علم است. پرسش اصلی این مقاله آن است که هوش مصنوعی چگونه امکان گذار از علوم عادی به علوم پساعادی را مهیا ساخته است؟
روش‌های استفاده شده در این مقاله عبارتند از: مطالعات اسنادی و تحلیل روند به منظور بررسی چگونگی نفوذ هوش مصنوعی در پیشرفت علم و فناوری. یافته‌های اصلی این مقاله عبارتند از: پیشرفت علم از حیث ساختار، کارکرد، روش و عاملیت انسان به شیوه‌ای بنیادین توسط هوش مصنوعی دستخوش تحول شده است. این وضعیت باعث شکل‌گیری نوعی استیلا و انقیاد نوین در علم می‌شود که به شکل مستمر شکاف میان بهره‌برداران و محرومان از هوش مصنوعی به دلیل دسترسی‌های نابرابر به فناوری‌های نوین تشدید خواهد شد.

الگوئی برای فرآیند طراحی و توسعه خدمات با رویکرد رقابت پذیری در صنعت بانکداری ایران

دوره 10، شماره 36، تابستان 1400، صفحه 71-113

https://doi.org/10.22054/ims.2021.55911.1832

مهدی سلطانی نژاد، کیامرث فتحی هفشجانی، غلامرضا هاشم زاده خوراسگانی، ابوتراب علیرضائی

چکیده هدف اصلی این پژوهش، کشف مقوله‌های مهم و تعیین روابط میان آنها جهت ارائه الگوئی برای فرآیند طراحی و توسعه خدمات مالی با رویکرد رقابت‌پذیری در صنعت بانکداری است. روش استفاده‌شده در پژوهش، روش آمیخته بوده‌است. رویکرد بخش کیفی، مبتنی بر راهبرد نظریه داده‌بنیاد است. گردآوری داده‌ها با استفاده از مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته با 12 نفر از کارشناسان و مدیران تحقیقات و نوآوری حوزه بانکداری و با دو روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی صورت گرفت. ابعاد و مولفه‌های فرآیند طراحی و توسعه خدمات مالی از مصاحبه‌ها احصاء و در قالب مدل مفهومی داده‌بنیاد تدوین گردید. پدیده اصلی، فرآیند طراحی و توسعه خدمات در حوزه بانکداری است که با توجه به شرایط علی، مداخله‌گر، زمینه‌ای، راهبردها و پیامدها تدوین و مدل نهایی ارائه شد. در بخش کمی، داده‌ها از طریق پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته با 236 گویه گردآوری و روش توصیفی- پیمایشی برای تحلیل و تبیین الگوی پیشنهادی به کارگرفته شده‌است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مدیران و سیاستگذاران صنعت بانکداری برای توسعه موفقیت‌آمیز محصولات و خدمات بانکی جدید، باید به همه مقوله‌های شرایط علی، مداخله‌گر، زمینه‌ای، راهبردها و پیامدها توجه کنند. و با رویکرد رقابت‌پذیری و بازارگرا، مراحل شناسایی‌شده برای توسعه خدمات جدید را طی نمایند.

تأثیر بکارگیری فناوری اطلاعات بر عملکرد سازمانی و مزیت رقابتی

دوره 2، شماره 5، تابستان 1392، صفحه 1-17

محمد رضا تقوا، سید مجتبی حسینی بامکانی، حمید رضا فلاح لاجیمی

چکیده این تحقیق با هدف بررسی بکارگیری فناوری اطلاعات در سازمان‏ها انجام پذیرفته است. برای دست­یابی به این هدف، موضوع تحقیق با عنوان تأثیر ویژگی­های بکارگیری فناوری اطلاعات بر عملکرد سازمانی و مزیت رقابتی در سازمان‏ها به پژوهش سپرده شد که نتیجه آن دستیابی به مدل مفهومی تحقیق است. این مدل در بردارنده سه عامل یا متغیر پنهان اعمال فناوری اطلاعات، عملکرد سازمانی و مزیت رقابتی است که هر کدام دارای شاخص‏هایی می‏باشند. فناوری اطلاعات دارای چهار شاخص: اقتصادی، امنیت، دقت و صحت اطلاعات، سرعت اطلاعات و ارتباطات بوده و عملکرد سازمانی نیز دارای چهار شاخص مشتری، مالی، منابع انسانی و اثربخشی سازمانی است. همچنین مزیت رقابتی شامل پنج شاخص قیمت/­هزینه، کیفیت، تحویل به موقع محصول یا خدمت، نوآوری و زمان عرضه به بازار می­باشد.
بر اساس این مدل، پرسشنامه سنجش شاخص‏ها تنظیم شد که بین 85 نفر از مدیران فناوری اطلاعات و سیستم‏های اطلاعاتی در سطح کشور توزیع و پس از تکمیل جمع­آوری گردید. داده‏های حاصل از پرسشنامه حولفرضیه­های تحقیق در قالب یک مدل واحد آزمون شد که نشان می‏دهد عوامل IT به غیر از ایمن بودن، بر عملکرد سازمانی و مزیت رقابتی تأثیر دارند.

نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدیریت سلامت ایران با نگاهی به آینده

دوره 3، شماره 10، زمستان 1393، صفحه 21-38

وحید فرهمندیان، معصوم فرهمندیان، احسان مهربان فر، مهدی افخمی

چکیده این مقاله می‌کوشد به معرفی و شناخت بهتر کارکرد نظام سلامت پرداخته و پس از آن به بررسی نظام سلامت فعلی ایران می­پردازد . با سه کاربرد اساسی فناوری اطلاعات و ارتباطات در حوزه پزشکی – سلامت الکترونیک و پزشکی از راه دور و سلامت همراه- آشنا شده و ابعاد مختلف آن‌ها مورد بررسی قرار داده می‌شود. برای انجام بررسی بین حوزه‌های عنوان‌شده فوق از روش مطالعه کتابخانه‌ای استفاده شده و سعی شده تا تأکید بر این نکته باشد که چگونه رشد روزافزون صنایع ارتباطی، مخابراتی و داده‌ورزی، هر روز دنیا را با انقلابی جدید مواجه ساخته است و چگونه دنیای پزشکی و سلامت نوین از این رشد بهره­مند شده است. در این مطالعه مشخص شده که با توسعه فناوری‌های مذکور در بخش پزشکی، تحول عظیمی در نظام ارائه خدمات سلامت در آینده نزدیک در حال رخ دادن است. سامانه‌های ذخیره اطلاعات بیمار، سامانه‌های اطلاعات دارویی، سامانه‌های درمانی و جراحی، سامانه‌های پیگیری درمان، سامانه‌های درمان از راه دور، سامانه‌های راه بری پرستار، روبات‌های جراح و سامانه‌های پذیرش بیمار و بسیاری دیگر از جمله تحولات آتی نظام سلامت جهانی است؛ که در پس پرده طراحی این ابزارهای نوین، یک هدف مشترک وجود دارد و آن تسهیل در کار درمان است. 

ابر واژگان

نشریات مرتبط