رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
سمانه مرادی؛ مهرداد حسینی شکیب؛ علی بدیع زاده
چکیده
در عصر انقلاب صنعتی چهارم، هوشمندسازی و پیادهسازی فناوریهای نوین به عنوان محرکهای اصلی تحول در صنایع مختلف محسوب میشوند. صنعت حمل و نقل ریلی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیازمند تعیین معیارهای دقیق برای ارزیابی میزان بلوغ و آمادگی خود در پذیرش و پیادهسازی فناوریهای مرتبط با صنعت 4.0 است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و ارایه ...
بیشتر
در عصر انقلاب صنعتی چهارم، هوشمندسازی و پیادهسازی فناوریهای نوین به عنوان محرکهای اصلی تحول در صنایع مختلف محسوب میشوند. صنعت حمل و نقل ریلی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیازمند تعیین معیارهای دقیق برای ارزیابی میزان بلوغ و آمادگی خود در پذیرش و پیادهسازی فناوریهای مرتبط با صنعت 4.0 است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و ارایه الگوی مفهومی ارزیابی بلوغ صنعت حمل و نقل ریلی مبتنی بر فناوریهای نسل چهارم صنعت است. این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو و بررسی نظاممند 87 مقاله علمی منتشر شده در بازه زمانی 2016 تا 2025 انجام شده است. فرآیند غربالگری مقالات براساس معیارهای ارزیابی دقیق شامل زبان، قلمرو زمانی، شرایط مطالعاتی، جامعه پژوهش و نوع مقالات صورت گرفت. نتایج پژوهش منجر به تدوین الگوی مفهومی شامل 5 بعد اصلی، 21 شاخص و 84 کد عملیاتی شد که عبارتند از: فناوریهای صنعت 4.0 در حمل و نقل ریلی، چالشها و موانع هوشمندسازی، امنیت سایبری و ریسکهای دیجیتالی، کاربردهای عملی و بهبود عملکرد، و پایداری و محیط زیست. اعتبار علمی نتایج با ضریب کاپای 89/0 و روایی محتوایی 83/0 تایید شد. این الگو، چارچوب جامعی برای ارزیابی و سنجش میزان بلوغ سازمانهای فعال در حوزه حمل و نقل ریلی ارایه میدهد و میتواند به عنوان ابزاری کارآمد برای شناسایی نقاط قوت و ضعف، و تدوین راهکارهای بهبود در مسیر هوشمندسازی مورد استفاده قرار گیرد.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
علی اصغر پورعزت؛ فاطمه ابراهیم گل؛ سحر بابایی
چکیده
داشبورد، به منزله یک نمایشگر دیداری، نقش مؤثری در افزایش به اشتراکگذاری دانش و اطلاعات در حوزههای گوناگون دارد. بهکارگیری داشبورد در حوزه خطمشی و تجهیز آن با فناوریهای نوین دادهمحور و در راستای گسترش دولت الکترونیک، بستری برای تحقق حکمرانی هوشمند ایجاد مینماید تا بهسوی شفافیت، مسئولیتپذیری، تصمیمگیری آیندهنگر ...
بیشتر
داشبورد، به منزله یک نمایشگر دیداری، نقش مؤثری در افزایش به اشتراکگذاری دانش و اطلاعات در حوزههای گوناگون دارد. بهکارگیری داشبورد در حوزه خطمشی و تجهیز آن با فناوریهای نوین دادهمحور و در راستای گسترش دولت الکترونیک، بستری برای تحقق حکمرانی هوشمند ایجاد مینماید تا بهسوی شفافیت، مسئولیتپذیری، تصمیمگیری آیندهنگر و مشارکت بیشتر گام برداریم. در شهرهای هوشمند، مشارکت، اغلب از طریق بنسازههای مشارکت اختصاصی، نظیر داشبوردها رخ میدهد که شهروندان میتوانند از طریق آنها رای دهند، بحث کنند و ایدهپردازی کنند. هدف از پژوهش حاضر، ارایه چارچوبی برای طراحی داشبورد در خطمشیگذاری عمومی برای محققسازی حکمرانی هوشمند است. بدین منظور، با بررسی صورت گرفته در پایگاه اسکوپوس و وباوساینس، درنهایت 40 مقاله در بازه زمانی 2012 تا 2025 با محوریت طراحی داشبورد، انتخاب و به روش کیفی تحلیل شدند. در این پژوهش، چگونگی طراحی داشبورد مدیریتی درحوزههای گوناگون رصد شد و سپس، با توجه به تعدد مشخصهها و رویکردهای استفاده شده، با نگاهی کلانتر به طراحی داشبورد در خطمشیگذاری عمومی پرداخته شد. نتایج پژوهش با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون و برمبنای چارچوب مطالعاتی براون و کلارک (2006)، نشان داد که برای طراحی داشبوردهای هوشمند خطمشیگذاری عمومی، میتوان با توجه به 55 مضمون فرعی در قالب 6 مضمون اصلی نهایی گردید؛ مضمونهای اصلی عبارتند از: نیازسنجی، گردآوری و مدیریت داده بصورت هوشمند، طراحی دیداری، تحلیل داده هوشمند، قابلیتهای فنی، ارزیابی و پشتیبانی هوشمند.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
محمود زاهدیان نژاد؛ محمد مهرآیین؛ روح الله باقری؛ سید محمد طباطبایی
چکیده
بیماریهای قلبی-عروقی (CVDs) یکی از علل اصلی مرگومیر در سراسر جهان محسوب میشوند. افزایش دادههای پیچیده حاصل از ابزارهای تشخیصی مانند الکتروکاردیوگرام (ECG)، چالشهای قابل توجهی را برای پزشکان ایجاد کرده که بر دقت تشخیص و سرعت درمان تأثیر میگذارد. یادگیری گروهی (EL) با ترکیب مدلهای مختلف، عملکرد بهتری را در مدیریت CVD ها ارائه میدهد، ...
بیشتر
بیماریهای قلبی-عروقی (CVDs) یکی از علل اصلی مرگومیر در سراسر جهان محسوب میشوند. افزایش دادههای پیچیده حاصل از ابزارهای تشخیصی مانند الکتروکاردیوگرام (ECG)، چالشهای قابل توجهی را برای پزشکان ایجاد کرده که بر دقت تشخیص و سرعت درمان تأثیر میگذارد. یادگیری گروهی (EL) با ترکیب مدلهای مختلف، عملکرد بهتری را در مدیریت CVD ها ارائه میدهد، اما تحقیقات محدودی به صورت سیستماتیک تکنیکهای مختلف آن را مقایسه کردهاند. این پژوهش با استفاده از رویکرد فراترکیب، به بررسی کاربرد مدلهای EL در ترکیب با مدلهای یادگیری ماشین (ML) و یادگیری عمیق (DL) میپردازد. هدف این مطالعه، دستهبندی مدلهای EL در مدیریت CVD ها، ارزیابی عملکرد و کارایی آنها در هر دسته، شناسایی مزایا و محدودیتها و تحلیل نقش مهندسی ویژگی است. یافتههای این فراترکیب نشان میدهد که کاربرد مدلهای یادگیری در مدیریت CVD ها به چهار حوزهی اصلی تقسیم میشود: پیشبینی، تشخیص، شناسایی و طبقهبندی. نتایج تأیید میکند که مدلهای EL در تمام این چهار حوزه غالب هستند و کارایی آنها با ادغام با تکنیکهای ML و DL به طور قابل توجهی افزایش مییابد. در میان رویکردهای مختلف، مدلهای جنگل تصادفی (RF) و الگوریتمهای تقویت گرادیان مانند XGBoost، بیشترین فراوانی استفاده را داشته و به عنوان کارآمدترین و دقیقترین مدلها شناخته میشوند. این پژوهش با ارائه یک نمای کلی ساختاریافته، بینشهای ارزشمندی را برای محققان و متخصصان بالینی فراهم میکند و چارچوبی برای بهکارگیری مدلهای ترکیبی جهت دستیابی به مدیریت دقیقتر و مؤثرتر بیماریهای قلبی-عروقی ارائه میدهد.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
میثم داودی؛ سید احسان ظهوری؛ بهرام علیشیری
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی جامع اجرای خطمشیگذاری مبتنی بر هوش مصنوعی (AI) برای شعبه مرکزی سازمان تأمین اجتماعی استان خوزستان انجام شد. با توجه به گستردگی خدمات سازمان، استفاده از هوش مصنوعی برای افزایش شفافیت، کارایی در اجرا و پاسخگویی به چالشهای اقتصادی-اجتماعی ضروری است.این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته (کیفی-کمی) ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی جامع اجرای خطمشیگذاری مبتنی بر هوش مصنوعی (AI) برای شعبه مرکزی سازمان تأمین اجتماعی استان خوزستان انجام شد. با توجه به گستردگی خدمات سازمان، استفاده از هوش مصنوعی برای افزایش شفافیت، کارایی در اجرا و پاسخگویی به چالشهای اقتصادی-اجتماعی ضروری است.این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته (کیفی-کمی) است. در فاز کیفی، با استفاده از روش فراترکیب، مؤلفههای الگو استخراج گردید. جامعه آماری این فاز، ۳۰ مقاله و سند علمی (داخلی و خارجی) بود که پس از کدگذاری، منجر به شناسایی ۱۰ مؤلفه اصلی و ۵۳ شاخص شد.در فاز کمی، جهت اعتبارسنجی، تأیید و وزندهی مؤلفهها، از روش دلفی فازی استفاده شد. جامعه آماری فاز کمی، شامل ۱۵ نفر از خبرگان و متخصصین دانشگاهی و اجرایی در حوزه هوش مصنوعی و سازمان تأمین اجتماعی بود.نتایج فراترکیب نشان داد که الگوی اجرای خطمشیگذاری هوش مصنوعی شامل ۱۰ مؤلفه کلیدی است که مهمترین آنها عبارتند از: “ظرفیت تحلیلی و پشتیبانی تصمیم”، “الزامات و مهارتهای منابع انسانی”، “یکپارچهسازی فناوری و عملیات” و “چالشهای اخلاقی، حقوقی و امنیتی”. نتایج دلفی فازی نیز ضمن تأیید این مؤلفهها، به اولویتبندی آنها در زمینه تأمین اجتماعی و تعیین الزامات اجرایی نهایی پرداخت. الگوی نهایی، یک چارچوب جامع ۱۰ مؤلفهای را فراهم میآورد که نه تنها ابزارهای AI را برای بهبود کارایی معرفی میکند، بلکه با تمرکز بر حکمرانی و اخلاق، اجرای مسئولانه و پاسخگوی سیاستها را میسر میسازد.کلیدواژهها: فراترکیب، دلفی فازی، خطمشیگذاری، هوش مصنوعی، سازمان تأمین اجتماعی، الگوی اجرای خطمشی.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
محمد ربیعی
چکیده
تایید نام در فرآیند ﺛﺒﺖ ﺗﺎﺳﻴﺲ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺛﺒﺖ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﻤﺨﻮﺍﻧﻲ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱﺑﻌﻤﻞ ﺁﻳﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ بمنظور بررسی درصد تطبیق ﻧﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻱ ﻣﺘﻘﺎﺿﻴﺎﻥ ﺛﺒﺖ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺎ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖ روشی نوین بر اساس الگوریتمهای یادگیری عمیق ارائه ...
بیشتر
تایید نام در فرآیند ﺛﺒﺖ ﺗﺎﺳﻴﺲ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺛﺒﺖ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﻤﺨﻮﺍﻧﻲ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱﺑﻌﻤﻞ ﺁﻳﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ بمنظور بررسی درصد تطبیق ﻧﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻱ ﻣﺘﻘﺎﺿﻴﺎﻥ ﺛﺒﺖ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺎ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖ روشی نوین بر اساس الگوریتمهای یادگیری عمیق ارائه شده است. داده های این پژوهش از ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺛﺒﺖ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻭ ﺍﻣﻼﻙ ﻛﺸﻮﺭ جمع آوری گردیده است. در روش پیاده سازی ابتدا از فیلترهای اولیه نامگذاری شرکت استفاده شده است. سپس با ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺗﺮﻛﻴﺐﺭﻭﺵ آریا برت به ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﺗﻜﻨﻴﻚ تعبیه کلمات به ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻧﺎﻡ پیشنهادی ﺷﺮﻛﺖ به بردار پرداخته می شود. در مرحله ای موازی زمینه فعالیت شرکت را با استفاده از فستتکس به ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻋﺪﺩﻱ ﻭ تلفیق بردار بدست آمده با الگوریتمهای یادگیری عمیق حافظه کوتاه و بلند مدت دو طرفه بر اساس یک لایه توجه اضافه می گردد. جهت ارزیابی نتایج از ﻣﻌﻴﺎﺭ ﺷﺒﺎﻫﺖﻛﺴﻴﻨﻮﺳﻲ و معیار روج (1و2و ال) ﺍستفاده ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. پس از تایید پذیرش نام شرکت و زمینه فعالیت، از روش خوشه بندی دیبی اسکن برای خوشه بندی نام شرکت در دسته های فعالیت استفاده می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد که مقادیر دقت در بخش بردار سازی زمینه فعالیتهای شرکت برای معیار روج ال مقدار 7982/0 و مقادیر دقت و فراخوانی نهایی مدل به ترتیب 8512/0 ،8317/. محاسبه گردید. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺿﺮﻳﺐ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻴﻦ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻛﺴﻴﻨﻮﺳﻲﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻴﻦ ﻧﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻱ ﻭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺎ ﻣﻘﺪﺍﺭ 93 درصد ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ معیارهای ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻧﺎﻡ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺪﻝ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
نیلوفر هادیانفر؛ آمنه خدیور
چکیده
ظهور هوش مصنوعی (AI) جرقهای در توسعه یک نوآوری فنآورانه بسیار مهم در دنیای در حال توسعه سریع خدمات مکالمه، که به عنوان چت باتها شناخته میشود، ایجاد کرده است. در تجارت مدرن، چتباتها برای تعامل با مشتریان و بهینهسازی فرآیندهای کسبوکار حیاتی شدهاند. آنها در زمینههای مختلفی از جمله خدمات مشتری، بازاریابی، فروش، ارتباطات ...
بیشتر
ظهور هوش مصنوعی (AI) جرقهای در توسعه یک نوآوری فنآورانه بسیار مهم در دنیای در حال توسعه سریع خدمات مکالمه، که به عنوان چت باتها شناخته میشود، ایجاد کرده است. در تجارت مدرن، چتباتها برای تعامل با مشتریان و بهینهسازی فرآیندهای کسبوکار حیاتی شدهاند. آنها در زمینههای مختلفی از جمله خدمات مشتری، بازاریابی، فروش، ارتباطات داخلی و بسیاری موارد دیگر استفاده میشوند. اهمیت آنها در خودکارسازی و تسهیل کنش متقابل با کاربران نهفته است که منجر به بهبود خدمات و کارایی فرآیندهای مختلف تجاری میشود و طیف وسیعی از فرصتها را فراهم میکند. این پژوهش درصدد است تا با استفاده از رویکرد بیبلیومتریک به مرور نظاممند پژوهشهای انجام شده در حوزه چتباتها و بازاریابی کسبوکارها بپردازد. به همین منظور، تعداد 1339 مقاله از پایگاه استنادی Scopus مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل مقالات با استفاده از نرمافزار VOS VIEWER انجام گرفت. نویسندگان، مؤسسات و کشورهای پراستناد و 6 خوشه اصلی حاصل از تحلیل همرخدادی واژگان شناسایی گردید: 1. هوش مصنوعی و کاربردهای آموزشی و زبانی 2. تعامل انسان و ماشین و تأثیرات اجتماعی-اقتصادی 3.تحول دیجیتال و کاربردهای هوش مصنوعی در خدمات و خردهفروشی 4. فناوریهای غوطهور و تأثیر آنها بر تجربه مشتری و بازاریابی دیجیتال 5. نگرش، قصد رفتاری و تجربه انسانی در تعامل با فناوری و 6. هوش مصنوعی و تحلیل دادهها در رسانههای اجتماعی و بحرانها.در پایان خوشههای به دست آمده بررسی شده و پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی ارائه گردید.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
سکینه ابراهیمی؛ باقر عسگرنژاد نوری؛ هوشمند باقری قره بلاغ؛ رامین بشیر خداپرستی
چکیده
تشویق مصرفکنندگان آنلاین به انجام رفتار داوطلبانه فرانقشی، به اصطلاح "رفتار شهروندی مصرف-کننده" برای عملکرد سازمانی در جامعه مدرن بسیار مهم است. با افزایش پذیرش بازیوارسازی در محیط آنلاین، مصرف کنندگان تحریک میشوند تا رفتارهای شهروندی را به عنوان کمک به دیگران و بازخورد انجام دهند. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف واکاوی کارکردهای ...
بیشتر
تشویق مصرفکنندگان آنلاین به انجام رفتار داوطلبانه فرانقشی، به اصطلاح "رفتار شهروندی مصرف-کننده" برای عملکرد سازمانی در جامعه مدرن بسیار مهم است. با افزایش پذیرش بازیوارسازی در محیط آنلاین، مصرف کنندگان تحریک میشوند تا رفتارهای شهروندی را به عنوان کمک به دیگران و بازخورد انجام دهند. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف واکاوی کارکردهای درک شده بازیوارسازی (خودمختاری، تعامل، خودابرازی و رقابت) بر رفتار شهروندی مصرفکننده با نقش میانجیگری مالکیتروانشناختی وتعدیلگری شخصیت مصرفکننده انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کاربران پلتفرم بازیوارشده اسنپ در حوزه تجارت الکترونیک تشکیل میدهند و به دلیل اینکه حجم جامعه آماری نامشخص بود، تعداد نمونه براساس فرمول کوکران در سطح خطای 05/0 درصد، 384 نفر بدست آمد که با روش نمونهگیری غیرتصادفی دردسترس انتخاب شدند. به منظور سنجش متغیرها، از پرسشنامه استاندارد؛ ارزیابی روایی پرسشنامه از روایی سازه، همگرا و واگرا و به منظور ارزیابی پایایی پرسشنامه از پایایی ترکیبی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش معادلات ساختاری و نرمافزار حداقل مربعات جزئی استفاده شد. نتایج نشان داد که کارکردهای درک شده بازیوارسازی (خودمختاری، تعامل، خودابرازی، رقابت) بر رفتارشهروندی مصرفکننده تأثیر مثبت و معناداری دارد. افزون براین، مالکیت روانشناختی عامل مهمی بر رفتارشهروندی مصرفکننده در محیط تجارت الکترونیکی است. همچنین، یافتهها تاثیر میانجیگری مالکیت روانشناختی بین کارکردهای درک شده بازیوارسازی (خودمختاری، تعامل، خودابرازی، رقابت) و رفتارشهروندی مصرفکننده را تأیید کردند. در پایان، اثر تعدیلگری شخصیت مصرفکننده در رابطه بین مالکیت روانشناختی و رفتارشهروندی مصرفکننده مورد تأیید قرار گرفت.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
داود فیض؛ عظیم زارعی؛ محسن آرمان؛ الهام سادات کیا
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر ارز اجتماعی در بازاریابی دیجیتال میپردازد. با تحول مفاهیمی مانند هویت، تعلق و وفاداری توسط فناوریهای هوشمند، این مطالعه ابعاد نوظهور ارز اجتماعی را تحلیل کرده و چارچوبی نوآورانه برای بهینهسازی استراتژیهای بازاریابی در عصر هوش مصنوعی ارائه میدهد. تمرکز اصلی بر نقش هوش مصنوعی در شخصیسازی، ...
بیشتر
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر ارز اجتماعی در بازاریابی دیجیتال میپردازد. با تحول مفاهیمی مانند هویت، تعلق و وفاداری توسط فناوریهای هوشمند، این مطالعه ابعاد نوظهور ارز اجتماعی را تحلیل کرده و چارچوبی نوآورانه برای بهینهسازی استراتژیهای بازاریابی در عصر هوش مصنوعی ارائه میدهد. تمرکز اصلی بر نقش هوش مصنوعی در شخصیسازی، پیشبینی رفتار و تولید محتوا است که موجب دگرگونی ارزشهای ناشی از تعاملات اجتماعی دیجیتال شده است. این پژوهش با روش کیفی و تحلیل تم انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 16 متخصص در حوزههای بازاریابی، مدیریت و هوش مصنوعی جمعآوری و پس از کدگذاری، تحلیل شدند. فرآیند تحلیل منجر به شناسایی 140 کد اولیه، 20 مضمون سازماندهنده و 5 مضمون اصلی شد که شامل: تحول ارزشهای اجتماعی در فضای دیجیتال، نقش هوش مصنوعی در توسعه سرمایه اجتماعی، تأثیر هوش مصنوعی بر رفتار مصرفکننده، استحکام روابط بلندمدت با مشتریان و تسریع تعاملات دیجیتال بودند. یافتهها نشان میدهند که هوش مصنوعی با بازتعریف ابعاد ارز اجتماعی، تعاملات دیجیتال را غنی کرده و ابزارهایی برای پیشبینی رفتار و تقویت وفاداری ارائه میدهد. با این حال، چالشهایی مانند نقض حریم خصوصی، تعصبات الگوریتمی و کاهش لمس انسانی از موانع اصلی هستند. این پژوهش پیشنهاد میکند که شرکتها با پیادهسازی سامانههای تحلیل داده، برگزاری دورههای آموزشی و تدوین چارچوبهای اخلاقی، این چالشها را مدیریت کنند تا از مزیتهای هوش مصنوعی بهرهمند شوند.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
میناسادات موسوی؛ عباسعلی رستگار؛ محسن شفیعی نیکآبادی
چکیده
هدف:این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر مدیریت منابع انسانی با رویکرد مثبتگرا و ارائه چارچوبی سلسلهمراتبی برای ارتقای شکوفایی کارکنان انجام شد.روش:مطالعه کاربردی-توسعهای با رویکرد آمیخته است. جامعه آماری شامل ۱۵ خبره حوزه هوش مصنوعی و منابع انسانی بود که با نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها با مصاحبه ...
بیشتر
هدف:این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر مدیریت منابع انسانی با رویکرد مثبتگرا و ارائه چارچوبی سلسلهمراتبی برای ارتقای شکوفایی کارکنان انجام شد.روش:مطالعه کاربردی-توسعهای با رویکرد آمیخته است. جامعه آماری شامل ۱۵ خبره حوزه هوش مصنوعی و منابع انسانی بود که با نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها با مصاحبه نیمهساختاریافته و ابزار راهنمای مصاحبه گردآوری شد. تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری–تفسیری برای تحلیل دادهها به کار رفت.یافتهها: چارچوب پنجلایهای شامل پیشرانهای راهبردی، توانمندسازهای فناورانه، سازههای روانشناختی مثبت، فرایندهای یادگیری و پیامدهای سازمانی طراحی شد. این چارچوب نشان میدهد که موفقیت بهرهگیری از هوش مصنوعی نیازمند ادغام ابعاد فناورانه، عدالت الگوریتمی و حمایت روانشناختی کارکنان است.نوآوری: این پژوهش با ارائه مدلی جامع که ابعاد راهبردی، فناورانه و روانشناختی را همافزا میکند، خلأ موجود در ادبیات مدیریت منابع انسانی هوشمند را پر میکند.نتیجهگیری: استقرار فناوری هوش مصنوعی به تنهایی کافی نیست و باید با تقویت زیرساختهای راهبردی، حاکمیت داده و حمایت روانشناختی کارکنان همراه شود تا شکوفایی انسانی و بهرهوری سازمانی همزمان تحقق یابد. این چارچوب میتواند راهنمایی کاربردی برای مدیران و پایهای برای مطالعات آینده باشد.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
سید صبا سینائی؛ مقصود امیری؛ لعیا الفت؛ امیر یوسفلی
چکیده
در سالهای اخیر، تحولات دیجیتال تأثیر چشمگیری بر فرآیندهای زنجیره تأمین داشتهاند و موجب گسترش دامنه تحقیقات در این زمینه شده است. شناخت حوزه ها، موضوعات جدید و روند تحقیقاتی زمینه زنجیره تامین دیجیتال می تواند کمک شایانی به پژوهشگران این حوزه نماید. پژوهش حاضر بهمنظور شفافسازی ساختار مفهومی زنجیره تأمین دیجیتال و شناسایی ...
بیشتر
در سالهای اخیر، تحولات دیجیتال تأثیر چشمگیری بر فرآیندهای زنجیره تأمین داشتهاند و موجب گسترش دامنه تحقیقات در این زمینه شده است. شناخت حوزه ها، موضوعات جدید و روند تحقیقاتی زمینه زنجیره تامین دیجیتال می تواند کمک شایانی به پژوهشگران این حوزه نماید. پژوهش حاضر بهمنظور شفافسازی ساختار مفهومی زنجیره تأمین دیجیتال و شناسایی روندهای پژوهشی و حوزههای کلیدی مرتبط انجام شد. در این راستا، با استفاده از مرور نظاممند ادبیات مقالات علمی نمایهشده در پایگاههای معتبر گردآوری شدند. پس از غربالگری اولیه و اعمال معیارهای مشخص، مجموعه نهایی مشتمل بر مقالات منتخب استخراج گردید و سپس با استفاده از تحلیل کتابسنجی و تکنیکهایی مانند تحلیل همرخدادی و تحلیل زوجکتابشناختی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که پژوهشها در حوزه زنجیره تأمین دیجیتال به تدریج رشد یافته و تمرکز بر فناوریهایی همچون اینترنت اشیا، بلاکچین و هوش مصنوعی و همچنین مباحث مرتبط با پایداری، تابآوری و همکاری دیجیتال افزایش یافته است. هشت خوشه مفهومی مشخص در این حوزه شناسایی گردید که نشاندهنده ابعاد فنی، عملیاتی، سازمانی و انسانی زنجیره تأمین دیجیتال بودند. نوآوری این پژوهش در ترکیب تحلیل کتابسنجی با مرور نظاممند و بررسی ۴۲۵ مقاله، به شناسایی خوشههای مفهومی جدید و ارائه تصویری جامعتر از ابعاد فناورانه، سازمانی و انسانی زنجیره تأمین دیجیتال انجامیده است. در مجموع، نتایج این مطالعه ضمن ارائه درک بهتری از روندهای پژوهشی، چارچوبی جامع برای پژوهشگران، سیاستگذاران و مدیران صنعت فراهم نمود تا جهتگیریهای پژوهشی و کاربردی آینده خود را دقیقتر تنظیم نمایند.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
مریم ملاباقر؛ علیرضا حسن زاده؛ محمدمهدی سپهری؛ عباس حبیب الهی؛ ابوالقاسم سرآبادانی
چکیده
با رشد شتابان فناوریهای دیجیتال و افزایش بیماریها، کاربرد راهکارهای هوشمند در حوزه مراقبت، به یکی از اولویتهای اساسی نظامهای بهداشت و درمان تبدیل شده است. بیماری شبکیه نوزادان نارس به عنوان یکی از بیماریهای تهدیدکننده بینایی، نیازمند مداخلات بهموقع، دقیق و ساختاریافته است. نظام مراقبت از بیماری شبکیه نوزادان نارس (ROP) ...
بیشتر
با رشد شتابان فناوریهای دیجیتال و افزایش بیماریها، کاربرد راهکارهای هوشمند در حوزه مراقبت، به یکی از اولویتهای اساسی نظامهای بهداشت و درمان تبدیل شده است. بیماری شبکیه نوزادان نارس به عنوان یکی از بیماریهای تهدیدکننده بینایی، نیازمند مداخلات بهموقع، دقیق و ساختاریافته است. نظام مراقبت از بیماری شبکیه نوزادان نارس (ROP) یکی از مهمترین اولویتهای حوزه سلامت نوزادان است که با چالشهای متعددی در زمینه زیرساخت، فرآیند، تعامل بین ذینفعان و بهرهگیری از فناوری مواجه است. این پژوهش با هدف طراحی چارچوب معماری سازمانی نظام مراقبت هوشمند ROP با استفاده از چارچوب TOGAF ADM انجام شده است.در این مطالعه، از روش پژوهش ترکیبی بهره گرفته شده است. نخست، دادههای نظری از طریق مرور نظاممند ادبیات پژوهش، تحلیل اسناد سیاستی و شناسنامههای خدمات گردآوری گردید. در ادامه، با انجام مصاحبههای نیمهساختیافته با خبرگان حوزههای سلامت، سیاستگذاری و فناوری، مؤلفههای کلیدی شناسایی و تحلیل شد. در مرحله طراحی، با تکیه بر چارچوب TOGAF10، چارچوب نظام مراقبت هوشمند بیماری شبکیه نوزادان نارس در چهار لایه کلیدی شامل کسبوکار، برنامهها، داده، فناوری تدوین گردید. در مرحله اعتبارسنجی، چارچوب پیشنهادی با استفاده از روش نظرسنجی از خبرگان و با اتکاء به معیارهای موتینهو، از منظر خبرگان ارزیابی و اصلاح شد. حاصل پژوهش، چارچوبی بومی و منسجم است که شامل مؤلفههای اطلاعاتی ، کاربردی ، فناورانه و نهادی است و بستر لازم برای ارتقای کیفیت مراقبت، کاهش خطاهای انسانی در تشخیص و درمان این بیماری را فراهم میسازد. در آخر ضمن ارائه محدودیتهای پژوهش، پیشنهادهای کاربردی و پیشنهاداتی برای پژوهشهای آتی ارائه شده است.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
محمد فاریابی؛ صمد رحیمی اقدم؛ زهرا رنجبر ارشتناب؛ زهرا قربانی مودب
چکیده
در دنیای پیچیده و رقابتی امروز، شرکتهای استارتآپی برای شناسایی فرصتها و ایجاد نوآوری نیازمند مدیریت دانش قوی و بهروز هستند. در این راستا، مدیریت دانش میتواند به استارتآپها کمک کند تا با بهرهگیری از اطلاعات دقیق و استفاده بهموقع از آن، نوآوریهای مؤثری ایجاد کنند و در بازار رقابتی بتوانند جایگاه خود را حفظ کنند. ازاینرو، ...
بیشتر
در دنیای پیچیده و رقابتی امروز، شرکتهای استارتآپی برای شناسایی فرصتها و ایجاد نوآوری نیازمند مدیریت دانش قوی و بهروز هستند. در این راستا، مدیریت دانش میتواند به استارتآپها کمک کند تا با بهرهگیری از اطلاعات دقیق و استفاده بهموقع از آن، نوآوریهای مؤثری ایجاد کنند و در بازار رقابتی بتوانند جایگاه خود را حفظ کنند. ازاینرو، هدف این پژوهش بررسی تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد استارتآپهای ایرانی با تمرکز بر نقش میانجی نوآوری دیجیتال و تعدیلگری انعطافپذیری استراتژیک است که در مطالعات قبلی مورد بررسی قرار نگرفته است. این پژوهش بهصورت کمی و از نوع مطالعات کاربردی است. جامعه آماری شامل 1321 شرکت استارتآپی در سطح کشور است. دادهها از طریق پرسشنامه استاندارد و از طریق نظرات مدیران شرکتهای استارتآپی جمعآوری شده است. تحلیل دادهها با روش مدلسازی معادلات ساختاری و به صورت حداقل مربعات جزئی مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافتهها نشان میدهد که مدیریت دانش تأثیر مثبت و مستقیم بر عملکرد استارتآپها دارد. همچنین، نوآوری دیجیتال بهعنوان میانجی تأثیر مدیریت دانش را تقویت میکند و انعطافپذیری استراتژیک نیز این رابطه را بهطور مثبت تعدیل میکند. این پژوهش با ارائه یک مدل جدید برای بهبود عملکرد استارتآپها، نشان داد که نوآوری دیجیتال و انعطافپذیری استراتژیک عوامل کلیدی در تقویت اثر مدیریت دانش بر عملکرد این شرکتها هستند.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
هادی تقوی؛ محمد مهرآیین؛ مهدی شامی زنجانی؛ علبرضا خوراکیان
چکیده
تحول دیجیتال در صنعت بانکداری بهعنوان یکی از الزامات اساسی برای بقا و رقابتپذیری در عصر دیجیتال شناخته میشود. این تحقیق با هدف تبیین مدل پیادهسازی تحول دیجیتال در بانکهای غیردولتی تجاری ایران انجام گرفت. تحقیق حاضر از نظر جهتگیری، یک پژوهش بنیادی و از منظر روش تحقیق، جزء تحقیقات کیفی است. برای دستیابی به هدف پژوهش از طرح ...
بیشتر
تحول دیجیتال در صنعت بانکداری بهعنوان یکی از الزامات اساسی برای بقا و رقابتپذیری در عصر دیجیتال شناخته میشود. این تحقیق با هدف تبیین مدل پیادهسازی تحول دیجیتال در بانکهای غیردولتی تجاری ایران انجام گرفت. تحقیق حاضر از نظر جهتگیری، یک پژوهش بنیادی و از منظر روش تحقیق، جزء تحقیقات کیفی است. برای دستیابی به هدف پژوهش از طرح اکتشافی استفاده گردید. جامعه مشارکتکنندگان شامل مدیران، مشاوران، متخصصان و کارشناسانی است که در بانکهای غیردولتی تجاری نسبت به طراحی و اجرای سفر دیجیتال خویش، اقداماتی انجام دادهاند. نمونهگیری به روش هدفمند انجام شد و با 17 نفر به اشباع نظری دست پیدا شد. مقولههای تحقیق با روش تحلیل داده بنیاد شناسایی و تحلیل دادههای کیفی با نرمافزار Maxqda انجام شد. براساس مدل پارادایمی پژوهش مشخص گردید عوامل علی مانند نیازها و فشارهای رقابتی، انتظارات و رفتار مشتریان و عوامل بازار و کسب کار بر تحول دیجیتال بانکی تاثیر میگذارند. شرایط زمینهای مانند عوامل محیطی، اقتصادی، تجربه کارکنان و فرهنگ سازمانی بستر لازم جهت پیادهسازی تحول دیجیتال را فراهم میآورند و وضعیت رقابتی و مسائل قانونی و مقرراتی نقش مداخلهگر را ایفا میکند. مولفههای مذکور بر راهبردها و اقدامات مانند استراتژیهای مشتریمحور، عملیاتی و اکوسیستم و شبکه اثرگذارند که در نهایت به پیادهسازی تحول دیجیتال با پیامدهایی مانند بهبود تجربه مشتری، رشد درآمد و سودآوری و بهبود مدل کسبوکار منجر میشوند. . مدل ارائه شده در این پژوهش، با توجه به چالشهای داخلی و ساختار خاص صنعت بانکداری در ایران، امکان اجراییسازی مدلهای تحول دیجیتال را با انعطافپذیری بیشتری فراهم میکند.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
حسین محبی؛ سعید طرفی
چکیده
هوش مصنوعی به عنوان یکی از پیشروترین فناوریها با سرعتی فزاینده در حال تحول است. ایران، بهعنوان کشوری درحالتوسعه، نیازمند درک عمیق از مسیرهای آینده این فناوری و برنامهریزی راهبردی برای بهرهگیری بهینه از آن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی آینده توسعه هوش مصنوعی در ایران، با رویکرد سناریونویسی ساختاری در افق ۱۴۱۴ انجام شده است. ...
بیشتر
هوش مصنوعی به عنوان یکی از پیشروترین فناوریها با سرعتی فزاینده در حال تحول است. ایران، بهعنوان کشوری درحالتوسعه، نیازمند درک عمیق از مسیرهای آینده این فناوری و برنامهریزی راهبردی برای بهرهگیری بهینه از آن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی آینده توسعه هوش مصنوعی در ایران، با رویکرد سناریونویسی ساختاری در افق ۱۴۱۴ انجام شده است. روششناسی پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و برحسب نحوه گردآوری دادهها توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، اساتید، مدیران و خبرگان صنعت هوش مصنوعی هستند. برخلاف مطالعات پیشین که عمدتاً بر حوزههای خاصی از هوش مصنوعی متمرکز بودند، این پژوهش با نگاهی جامع و در سطح ملی، نخستین چارچوب سناریونویسی مبتنی بر تحلیل ساختاری که منجر به تدوین چهار سناریوی خلاء هوش مصنوعی، رنسانس هوش مصنوعی، سراب هوش مصنوعی و معاملات هوش مصنوعی شد را ارائه میدهد. این سناریوها برپایه تحلیل پیشرانهای کلیدی همچون سیاستها و حمایتهای دولتی، زیرساختهای پیشرفته فناوری، چالش-های تکینگی فناورانه، تأثیرات ژئوپلیتیک، رصدخانهها و شتابدهندههای فناوری و نیز کاربردهای هوش مصنوعی در صنایع تدوین شدهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد که آینده توسعه هوش مصنوعی در ایران تا حد زیادی به حمایتهای دولتی و توسعه زیرساختهای مناسب وابسته است. سناریوهای بحرانی نیازمند مداخلات فوری در سیاستگذاری ملی بوده، درحالی که سناریوهای مطلوب فرصتهایی را برای توسعه پایدار هوش مصنوعی در کشور فراهم میکنند. این سناریوها میتوانند مبنای طراحی استراتژیهای سیاستی مشخص مانند تدوین نقشهراه ملی توسعه هوش مصنوعی و بازطراحی نظامهای حمایتی فناورانه قرار گیرند و چارچوبی تحلیلی برای تصمیمگیری در شرایط عدمقطعیت فراهم سازند.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
رضا بهبود؛ احسان باقری؛ محمد مهدی ذوالفقاری طهرانی
چکیده
توسعه فناوریهای واقعیت افزوده و واقعیت مجازی تحولات چشمگیری را در پروژه هوشمند ساختمانی رقم زدهاست. همگرایی این دو فناوری، مفهوم نوینی به نام واقعیت ترکیبی ایجاد کرده که پلی جدید میان دنیاهای دیجیتال و فیزیکی برقرار میکند. واقعیت ترکیبی، حلقه مفقوده اکوسیستم ساختمانی هوشمند محسوب میشود. اما با توجه به جدید بودن این فناوری، ...
بیشتر
توسعه فناوریهای واقعیت افزوده و واقعیت مجازی تحولات چشمگیری را در پروژه هوشمند ساختمانی رقم زدهاست. همگرایی این دو فناوری، مفهوم نوینی به نام واقعیت ترکیبی ایجاد کرده که پلی جدید میان دنیاهای دیجیتال و فیزیکی برقرار میکند. واقعیت ترکیبی، حلقه مفقوده اکوسیستم ساختمانی هوشمند محسوب میشود. اما با توجه به جدید بودن این فناوری، ابعاد استفاده از آن نزد متخصصین ایرانی هنوز تاریک است و درصد کمی از آنان با قابلیتهای پیشرفته آن آشنایی دارند. در این پژوهش سعی نمودیم که نظر متخصصان و فعالان صنعت ساخت و ساز در ایران درباره همگرایی این فناوری بررسی و تحلیل شود. با پارادایمی ترکیبی، ابتدا با مطالعه مقالات مرتبط و تحلیل آنها، اطلاعات مرتبط استخراج گردیده سپس نظر سنجی به روش کیو طراحی و طی پرسشنامه ای نظر متخصصان در 5 حوزه استخراج گردید. دادهها با استفاده از تحلیل محتوا و روشهای آماری پردازش شدند تا الگوها و روندهای جاری شناسایی شوند. یافتهها نشان دهنده این بودند که این فناوریها میتواند به بهبود قابل توجهی در دقت، کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری منجر گردد. همچنین، تشخیص موانع فنی و نیاز به آموزش مداوم کاربران بهعنوان چالشهای اصلی مطرح شدند. ارزش افزوده این تحقیق به تحلیل عمیق و جامع از نظریات متخصصان در خصوص واقعیت ترکیبی تعلق دارد که میتواند به توسعه استراتژیهای بهینهسازی در صنعت ساخت و ساز یاری رساند. نتیجهگیری پژوهش بیانگر این است که با توجه به پتانسیلهای بالای فناوریهای ادغام شده، توجه به جنبههای انسانی و اقتصادی بهصورت همزمان میتواند مسیر موفقیت در این حوزه را هموار سازد.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
فائزه زمانی؛ احمد ابراهیمی؛ رویا سلطانی؛ بابک فرهنگ مقدم
چکیده
هدف این پژوهش بررسی عوامل موثر در پیشبینی زمان انتظار و ایجاد مدل پیشبینانه زمان انتظار سفارشات کانبان به جهت بهبود پایداری و تابآوری در زنجیره تامین ناب میباشد. برای دستیابی به این هدف، مطالعه از روش دادهکاوی پیروی میکند، مجموعه دادهها شامل 103023 مشاهده، ازسیستم کانبان واکسترانت زنجیره تامین با رعایت الزامات شاخصهای ...
بیشتر
هدف این پژوهش بررسی عوامل موثر در پیشبینی زمان انتظار و ایجاد مدل پیشبینانه زمان انتظار سفارشات کانبان به جهت بهبود پایداری و تابآوری در زنجیره تامین ناب میباشد. برای دستیابی به این هدف، مطالعه از روش دادهکاوی پیروی میکند، مجموعه دادهها شامل 103023 مشاهده، ازسیستم کانبان واکسترانت زنجیره تامین با رعایت الزامات شاخصهای کیفیت دیتاست در بازه 6/1402 تا 11/ 1402 استخراج شده است. ابتدا شاخصهای موثر بر زمان انتظار سفارشات استخراج شده است و به جهت بهبود عملکرد و دقت پیشبینی، از فرآیندکاوی جهت شناسایی متغیرهای پرتکرار و تاثیرگذار در واریانتهای اصلی و سپس در مرحله برازش مدل، از رویکرد تحلیل گامبهگام تلفیقی جهت انتخاب ویژگیها و از تنظیم پارامتر رویکردهای رگرسیونی ناپارامتریک استفاده شده است. مدل پیشبینانه با استفاده از مدلهای رگرسیونی خطی چندمتغیره، چندمتغیره دارای انحنا، لاسو، الاستیکنت، درخت تصمیم تقویتی، جنگل تصادفی بوتاسترپ، k- نزدیکترین همسایه، شبکه عصبی تقویتی برازش داده شده است. عملکرد مدلهای رگرسیونی برازش شده با استفاده از شاخصهای ارزیابی R^2 ، RASE و اعتبارسنجی نتایج و مدل تایید شده است. نتایج نشان داد که عوامل لجستیکی در زمان انتظار سفارشات موثر بوده و الگوریتم شبکه عصبی تقویت شده بهترین مدل در پیشبینی زمان انتظار سفارشات با دقت 96 درصد و با خطا 84/5 است. سپس قابلیت پیشبینی مدل برای دیتاهای جدید در سیستم صدور سفارشات کانبان به کار گرفته شده است، نتایج و بهبودهای حاصل از بهرهگیری قابلیتهای دادهکاوی در سیستم کانبان همگی بیانگر تاثیر معنیدار ترکیب ابزار ناب و یادگیری ماشین به جهت توانمندسازی و تابآوری زنجیره تامین ناب میباشد.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
سید محسن صفوی کوهساره؛ سید امین حسینی سنو؛ امیرحسین مهاجرزاده
چکیده
شاید بتوان گفت که مهمترین هدف اپراتورهای تلفن همراه، بیشینه کردن بهرهوریشان است. فارغ از هزینه های عملیاتی و سرمایه گذاری، بهره برداری حداکثری از منابع موجود می تواند آنها را به این هدف نایل کند. بدین منظور، اپراتورها برای پر کردن ظرفیت های خالی شبکه خود در ساعات کم بار بودن آن، بسته های داده با قیمت های مناسب ارائه می دهند تا کاربران ...
بیشتر
شاید بتوان گفت که مهمترین هدف اپراتورهای تلفن همراه، بیشینه کردن بهرهوریشان است. فارغ از هزینه های عملیاتی و سرمایه گذاری، بهره برداری حداکثری از منابع موجود می تواند آنها را به این هدف نایل کند. بدین منظور، اپراتورها برای پر کردن ظرفیت های خالی شبکه خود در ساعات کم بار بودن آن، بسته های داده با قیمت های مناسب ارائه می دهند تا کاربران را برای استفاده از شبکه در این ساعات، تشویق کنند. آنها این بسته ها را بر اساس میزان متوسط بار ترافیکی کل شبکه خود در ساعات مختلف روز تنظیم می کنند. اما به این نکته مهم توجه نمی کنند که در نواحی مختلف جمعیتی یک شهر، الگوی ترافیکی در ساعات مختلف متفاوت است. در این مقاله، به صورت اتوماتیک، نواحی مختلف جمعیتی تشخیص داده شده اند. این کار به کمک خوشه بندی روی الگوی ترافیکی انجام شده است. با تشخیص نواحی جمعیتی و با توجه به الگوی ترافیکی ناحیه مربوطه، برای کاربران، نسبت به منطقه ای که بیشتر در آن حضور دارند، نحوه تخصیص بسته مناسب بررسی و تحلیل شده است. در ادامه، دیگر کاربردهای قابل استفاده این خوشه بندی برای ارائه سرویس های مختلف بیان شده است و نهایتا نتیجه گیری انجام گشته است.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
محمدتقی تقوی فرد؛ پیام حنفی زاده؛ سعیده مهری؛ ایمان رئیسی وانانی
چکیده
تغییر مدل کسبوکار استارتاپها برای تطبیق با نیازهای متغیر بازار و افزایش رقابتپذیری ضروری است، اما بیشتر مطالعات پیشین بر شرکتهای مستقر متمرکز بودهاند. همچنین برخلاف مطالعات پیشین که بیشتر به عوامل تاثیر گذار بر نوآوری مدل کسبوکار پرداختهاند، این پژوهش بهطور ویژه بر فرآیند تغییر مدل کسب وکار مبتنی بر الگوهای مدل کسب ...
بیشتر
تغییر مدل کسبوکار استارتاپها برای تطبیق با نیازهای متغیر بازار و افزایش رقابتپذیری ضروری است، اما بیشتر مطالعات پیشین بر شرکتهای مستقر متمرکز بودهاند. همچنین برخلاف مطالعات پیشین که بیشتر به عوامل تاثیر گذار بر نوآوری مدل کسبوکار پرداختهاند، این پژوهش بهطور ویژه بر فرآیند تغییر مدل کسب وکار مبتنی بر الگوهای مدل کسب وکار تمرکز دارد. در جهت برطرف کردن این شکاف علمی، هدف این مطالعه ارائه چارچوبی برای درک بهتر تغییر مدل کسب وکار استارتاپ ها بود. برای تحقق این هدف، از روش مرور نظاممند استفاده شد و پس از تعیین سؤال پژوهش، استراتژی جستوجو و غربالگری، ۹۵ مقاله معتبر منتشرشده بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ مورد تحلیل قرار گرفت. در ابتدا، چارچوب مفهومی اولیه بر اساس ادبیات نظری شکل گرفت و سپس با استفاده از تحلیل مضمون قیاسی-استقرایی توسعه داده شد. مضامین فراگیر شناساییشده شامل تازگی، کارایی، قفل درونی، مکملی، و انطباق بودند که در چهار بعد تغییر مدل کسب وکار شامل محتوا، ساختار، حاکمیت و جریان تحلیل شدند. هر یک از این مضامین شامل مضامین پایه مختلف هستند که نشانگر نحوه تغییر اجزای مدل کسب وکار استارتاپ ها هستند. این پژوهش با شناسایی الگوی جدید «انطباق» در کنار چهار الگوی متداول (تازگی، کارایی، قفل درونی و مکملی) و افزودن بعد «جریان» به ابعاد سه گانه محتوا، ساختار، حاکمیت، نوآوری مدل کسبوکار استارتاپها را از منظر گستردهتری بررسی میکند. نتایج نشان داد که این مضامین بهصورت همافزا عمل کرده و نقش اساسی در ایجاد مزیت رقابتی و پایداری کسبوکار ایفا میکنند.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
فهیمه ماه آورپور؛ داود فیض؛ مرتضی ملکی مین باش رزگاه
چکیده
فناوری واقعیت افزوده بهعنوان یکی از روندهای اصلی بازار دیجیتال در سالهای اخیر ظاهرشده است. این فناوری نوین به دلیل جذابیت و پتانسیلی که دارند بهطور پیدرپی در کسبوکارهای نوآورانه بهکاربرده شده است. هدف پژوهش حاضر یک مطالعه مروری سیستماتیک و جامع در قالب رویکرد کتابسنجی بر روی دادههای استنادی ادبیات تصمیمگیری خرید مبتنی ...
بیشتر
فناوری واقعیت افزوده بهعنوان یکی از روندهای اصلی بازار دیجیتال در سالهای اخیر ظاهرشده است. این فناوری نوین به دلیل جذابیت و پتانسیلی که دارند بهطور پیدرپی در کسبوکارهای نوآورانه بهکاربرده شده است. هدف پژوهش حاضر یک مطالعه مروری سیستماتیک و جامع در قالب رویکرد کتابسنجی بر روی دادههای استنادی ادبیات تصمیمگیری خرید مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده بوده است. یک پارادایم عملگرایانه به محقق اجازه داد تا در قالب یک استراتژی سیستماتیک دادههای استنادی را از پایگاه اسکوپوس جمعآوری و در قالب پروتکل استاندارد پریزما پیشپردازش کنند. درنهایت 239 مطالعه در سبد تحلیل کتابسنجی توسط نرمافزار R Studio و Vosviewer قرار گرفت. نتایج نهایی در بخش عملکردی تأثیرگذارترین اسناد، نویسندگان، ژورنالها، سازمانها و کشورها را مشخص کرد و سپس در قالب الگوهای تعاملی بین عناصر و تحلیل محتوای دادهها نکات برجستهای را به رفتار خریداران و تصمیمگیری خرید با فناوری واقعیت افزوده در کسبوکارهای مجازی اضافه نمود. همچنین قابلذکر است که این مفهوم عمدتاً حول پنج حوزه اصلی هست: تجربیات مجازی و روانشناختی خریداران در خرید آنلاین با واقعیت افزوده؛ تأثیرات هوش مصنوعی بر فناوریهای نوین در رفتار خریداران؛ تجربیات مجازی و روانشناختی خریداران در خرید آنلاین با واقعیت افزوده؛ تعاملات فناوری، ارزش ادراکشده و شناخت بر تجربه خریداران در خردهفروشی با استفاده از واقعیت افزوده موبایلی؛ نقش فناوری واقعیت افزوده در تصمیمگیری خرید و خریدهای هوشمند در فضازی مجازی. مکتب تأثیرگذار فناوری واقعیت افزوده در تصمیمگیری خریداران با نظریه محرک – ارگانیسم – پاسخ مرتبط هست که پایه فکری این حوزه را شکل داده_اند .
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
هما صوفی؛ حبیب رودساز؛ داود حسین پور؛ حسین اصلیپور
چکیده
تحول دیجیتال در صنعت بانکداری به عنوان یک عامل کلیدی برای رشد و تغییرات بانکها شناخته میشود. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی پسآیندهای (خروجیها و اثرات) مورد انتظار پس از اجرای خطمشی استقرار بانکداری دیجیتال و با رویکردی اکتشافی و کاربردی-توسعهای انجام شد. روش پژوهش به صورت آمیخته و شامل دو بخش کیفی و کمّی است. جامعه ...
بیشتر
تحول دیجیتال در صنعت بانکداری به عنوان یک عامل کلیدی برای رشد و تغییرات بانکها شناخته میشود. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی پسآیندهای (خروجیها و اثرات) مورد انتظار پس از اجرای خطمشی استقرار بانکداری دیجیتال و با رویکردی اکتشافی و کاربردی-توسعهای انجام شد. روش پژوهش به صورت آمیخته و شامل دو بخش کیفی و کمّی است. جامعه مشارکتکنندگان در بخش کیفی شامل خبرگان حوزه بانکداری و خطمشیگذاری هستند. نمونهگیری با روش هدفمند انجام و با 25 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. در بخش کمّی نیز دیدگاه 354 نفر از مدیران و کارشناسان بانکی با ابزار پرسشنامه محققساخته جمعآوری گردید. برای تجزیه و تحلیل دادههای گردآوری شده از روش تحلیل کیفی مضمون و حداقل مربعات جزئی استفاده شد. نتایج نشان داد که خروجیهای اولیه ناشی از اجرای خطمشی استقرار بانکداری دیجیتال شامل ابعاد درآمد و موقعیت بازار، بهرهوری هزینه، جذب و رضایت مشتریان، مشخصات پایه بانک، مدیریت دادهها، محصولات و خدمات، فناوریها و کانالهای بانکی و مدیریت ریسک میباشد. همچنین، اثرات بلندمدت و پایدار تحول دیجیتال در نظام بانکداری شامل ابعاد شفافیت و عدالت، خلق فرصتهای جدید، چشمانداز بانکداری و اقتصاد کشور، تفکر و رهبری دیجیتال، تأثیرات اجتماعی و محیطی، خطمشیگذاری و برنامهریزی بلندمدت و شبکهسازی داخلی و خارجی است.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
آرین ستاره تبریزی؛ علی محتشمی
چکیده
صنایع کشتیرانی در بنادر به عنوان یکی از صنایع مادرو راهبردی همواره در طول تاریخ ﻧقشﻣﻬﻤﯽ را در مدیریت یهینه کسب و کار ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ کشور دارا و همچنین براﻗﺘﺼﺎد ﮐﺸﻮر نیز ﺗﺎﺛﯿﺮﮔﺬار میباشند. وﺿﻌﯿﺖ آﯾﻨﺪه مدیریت کسب و کار ﺑﻨﺎدر ﻣﯽ ﺗﻮاند در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﺷﺪه، دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﻓﻨﺎوری نوین برای هوشمندسازی، اﻓﺰاﯾﺶ ...
بیشتر
صنایع کشتیرانی در بنادر به عنوان یکی از صنایع مادرو راهبردی همواره در طول تاریخ ﻧقشﻣﻬﻤﯽ را در مدیریت یهینه کسب و کار ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ کشور دارا و همچنین براﻗﺘﺼﺎد ﮐﺸﻮر نیز ﺗﺎﺛﯿﺮﮔﺬار میباشند. وﺿﻌﯿﺖ آﯾﻨﺪه مدیریت کسب و کار ﺑﻨﺎدر ﻣﯽ ﺗﻮاند در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﺷﺪه، دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﻓﻨﺎوری نوین برای هوشمندسازی، اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻣﺘﺨﺼﺺ، ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺳﺎزی ﺑﺮ ﺑﻨﺎدررا ﻣﺸﺎﻫﺪه ﮐرد. بنابراین بنادر باید ﺑﺮای ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﺗﻘﺎﺿﺎﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮد و برای ﺗﻮﺳﻌﻪ کسب و کار ﺧﻮد، با توجه به ﺳﻄﺢ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژی و دﯾﮕﺮ ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. در ﺣﻮزه ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ درﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺰ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻋﻤﺪه ای در ﻓﻨﺎوری ﮐﺸﺘﯿﺮاﻧﯽ رخ داده اﺳﺖ و روﻧﺪ اﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮات در آﯾﻨﺪه بیشتر ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻓﻨﺎوری و ﺗﺴﻬﯿﻼت ﺑﻨﺪر اﺛﺮ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ دارد. به همین منظور، برای ارتقا صنعت بنادر و کشتیرانی، در این مقاله ابتدا شاخصهای اصلی ارزیابی بنادر سبز و هوشمند از طریق مطالعه کتابخانه ای شناسایی و سپس با استفاده از رویکرد تحلیل تماتیک مصاحبه انجام گرفت و الگوی مفهومی پژوهش ترسیم شد. سپس،الگوی نهایی بدست امده و همینطور تمامی شاخصها در الگوی ترسیمی پژوهش جداگانه با استفاده از استنتاج فازی (FIS) در نرم افزار متلب مورد ارزیابی قرار میگیرد که از آن می توان برای ارزیابی شاخصهای هوشمندی و زیست محیطی در بنادر کشور جهت بررسی مدیریت کسب کار هوشمند برای اولین بار استفاده نمود. در همین راستا بر روی بندر انزلی یکی از بنادر مهم کشور به عنوان یک نمونه واقعی پیاده سازی و نتیجه گیری خواهد شد.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
الناز ولی زاده حمزه کلایی؛ آمنه خدیور؛ فاطمه عباسی
چکیده
بررسیها نشان داده است که بسیاری از سازمانها برای ایجاد دانش و بهبود تصمیمگیری از تحلیل نظرات و محتوای تولید شده توسط کاربران در شبکههای اجتماعی بهرهبرداری کردهاند. در این پژوهش، به تحلیل عملکرد مالی سازمانهای غیرانتفاعی با استفاده از تحلیل نظرات کاربران پرداخته شده است. مجموعه دادهی استفاده شده در این پژوهش شامل 26714 ...
بیشتر
بررسیها نشان داده است که بسیاری از سازمانها برای ایجاد دانش و بهبود تصمیمگیری از تحلیل نظرات و محتوای تولید شده توسط کاربران در شبکههای اجتماعی بهرهبرداری کردهاند. در این پژوهش، به تحلیل عملکرد مالی سازمانهای غیرانتفاعی با استفاده از تحلیل نظرات کاربران پرداخته شده است. مجموعه دادهی استفاده شده در این پژوهش شامل 26714 توییت کاربران از جمعا 23 حساب توییتری در سراسر جهان میباشد و ده سال دادهی مالی شامل سالهای 2010-2020 این سازمانها از 5 سازمان غیرانتفاعی منتخب جمعآوری شده است. نتایج حاصل از روشهای مدلسازی موضوع و تحلیل احساسات به دادههای پانلی تبدیل شدهاند. نتایج مدلسازی موضوعی و تحلیل احساسات به دادههای پنلی تبدیل و با استفاده از روشهای حداقل مربعات معمولی و حداقل مربعات معمولی پویا تحلیل شدهاند. نتایج نشان میدهند که محتوای تولید شده توسط کاربران و عملکرد مالی سازمانهای غیرانتفاعی رابطه معنی داری دارند. در حالی که احساسات مثبت تأثیر معنیداری بر عملکرد مالی این سازمانها ندارند، احساسات منفی و بازتوئیتها تأثیر منفی و علاقمندیها رابطه ی مثبتی با عملکرد مالی را نشان می دهند.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
مجتبی احمدی؛ علیرضا پورابراهیمی؛ لادن ریاضی؛ سیدعبداله امین موسوی
چکیده
در این مقاله، چالشهای اجرای فرآیند حسابرسی فناوری اطلاعات در شبکه بانکی ایران از طریق انجام یک مطالعه موردی در چهار بانک بزرگ ایرانی شناسایی شدهاست. دادهها از طریق انجام 20 مصاحبه با خبرگان هر دو حوزه مدیریت فناوریاطلاعات و حسابرسی فناوری اطلاعات مؤسسات اعتباری مزبور، و بررسی برخی از اسناد داخلی آنها جمعآوری شدهاست. در این ...
بیشتر
در این مقاله، چالشهای اجرای فرآیند حسابرسی فناوری اطلاعات در شبکه بانکی ایران از طریق انجام یک مطالعه موردی در چهار بانک بزرگ ایرانی شناسایی شدهاست. دادهها از طریق انجام 20 مصاحبه با خبرگان هر دو حوزه مدیریت فناوریاطلاعات و حسابرسی فناوری اطلاعات مؤسسات اعتباری مزبور، و بررسی برخی از اسناد داخلی آنها جمعآوری شدهاست. در این پژوهش 20 مورد از چالشها و مشکلات اصلی اجرای فرآیند حسابرسی فناوری اطلاعات شناسایی شد. یافتههای پژوهش نشان داد که "عدم استقلال و وجود منافع مالی مشترک"، "ناتوانی برقراری ارتباط میان واحد حسابرسی فناوری اطلاعات و واحد فناوری اطلاعات"، "سازمان و ساختار اداری نامناسب نهاد تحت حسابرسی"، "فقدان دانش تخصصی فناوری اطلاعات و قابلیتهای ضروری حسابرسی فناوری اطلاعات"، "تجربیات ناکافی و سوابق نامناسب حسابرسان فناوری اطلاعات"، "فقدان دورههای آموزشی معتبر و عدم برخورداری حسابرسان از گواهینامهها و مدارک معتبر بینالمللی حسابرسی فناوری اطلاعات" و "اعتماد به نفس ناکافی حسابرسان"، از اصلیترین چالشهای اجرای فرآیند حسابرسی فناوری اطلاعات بهشمار میرود. شناخت این چالشها ضمن فراهمآوردن زمینه مطالعات آتی در خصوص تدوین چارچوبها و مدلهای پیادهسازی حسابرسی فناوری اطلاعات در بانکها برای پژوهشگران، به مؤسسات اعتباری کمک میکند تا با شناسایی این چالشها، اقدامات موثری جهت اجرای فرآیند حسابرسی فناوری اطلاعات انجام دهند.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
مریم احمدی؛ مهران ضیائیان؛ هاجر سلیمانی زاده
چکیده
امروزه هوشمندسازی و استفاده از فناوریهای صنعت 4.0 به دلیل مزایای مختلفی همچون ردیابی مواد اولیه و محصولات تولید شده، کاهش هزینهها و ... مورد توجه بسیاری از صنایع قرار گرفته است. یکی از مهمترین عوامل در تسهیل استقرار صنعت 4.0، منابع انسانی است. هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش منابع انسانی بر استقرار صنعت 4.0 در صنعت فولاد یزد است. با ...
بیشتر
امروزه هوشمندسازی و استفاده از فناوریهای صنعت 4.0 به دلیل مزایای مختلفی همچون ردیابی مواد اولیه و محصولات تولید شده، کاهش هزینهها و ... مورد توجه بسیاری از صنایع قرار گرفته است. یکی از مهمترین عوامل در تسهیل استقرار صنعت 4.0، منابع انسانی است. هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش منابع انسانی بر استقرار صنعت 4.0 در صنعت فولاد یزد است. با استفاده از ادبیات پژوهش، 13 عامل مرتبط با منابع انسانی اثرگذار بر استقرار صنعت 4.0 شناسایی شده است. در ادامه با استفاده از رویکرد دلفی فازی و انتخاب 17 نفر از اساتید دانشگاهی و مدیران صنعت فولاد یزد با روش نمونهگیری گلوله برفی و نظرخواهی از آنان، سه عامل توانایی یادگیری مستمر، تحلیل داده و هوش تجاری و امنیت و حفظ حریم خصوصی مورد تأیید قرار نگرفتند. همچنین بر اساس خواست نویسندگان پژوهش از خبرگان مرتبط با اضافه کردن عوامل مرتبط بر اثرگذار بر استقرار صنعت 4.0، سه عامل آزادی عمل در انجام کار، زمان کافی برای انجام کار و نوآوری و خلاقیت معرفی شد. در نهایت با استفاده از رویکرد دیماتل فازی روابط علی- معلولی میان عوامل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که همکاری و تعامل به عنوان مهمترین عامل استقرار صنعت 4.0 در صنعت فولاد یزد است. سودمندی درک شده و جذب نیروی ماهر به عنوان اثرگذارترین عامل و نوآوری و خلاقیت و یادگیری و توانمندسازی به عنوان اثرپذیرترین عوامل بر استقرار صنعت 4.0 شناخته شدهاند.
رویکردهای مدیریتی در حوزه کسب وکار هوشمند
پگاه قاسمی غنچه نازی؛ علی آتش سوز
چکیده
اصلاحات فناوری محور با تاکید بر جامعهی دیجیتال (به ویژه در بخش عمومی) در دستور کار بیشترکشورها قرار گرفته است و به عنوان چالش اساسی برای دولتها تبدیل شده است. یکی از مهمترین ابزارهای استراتژیک سازمانها در این زمینه «رهبری دیجیتال» است. هدف اصلی تحقیق حاضر تبیین نقش رهبری دیجیتال و تاثیر آن در ایجاد تحول دیجیتال در سازمان ...
بیشتر
اصلاحات فناوری محور با تاکید بر جامعهی دیجیتال (به ویژه در بخش عمومی) در دستور کار بیشترکشورها قرار گرفته است و به عنوان چالش اساسی برای دولتها تبدیل شده است. یکی از مهمترین ابزارهای استراتژیک سازمانها در این زمینه «رهبری دیجیتال» است. هدف اصلی تحقیق حاضر تبیین نقش رهبری دیجیتال و تاثیر آن در ایجاد تحول دیجیتال در سازمان است. جامعهی آماری این تحقیق شامل خبرگان و کارشناسان ارشد شرکت ارتباطات زیرساخت بوده که به روش قضاوتی انتخاب شدند.. ابتدا ابعاد و عناصر رهبری تحول دیجیتال بررسی گردید و جهت بررسی مؤلفههای رهبری تحول دیجیتال و نیز برای تنظیم سوالات تحقیق و ایجاد یک پروتکل مروری از اصول راهنمای شیائو و واتسون (2017) استفاده شد. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه انجام گرفت. از آزمون کرونباخ برای سنجش پایایی پرسشنامه و از ضریب کندال به عنوان شاخص هماهنگی و توافق استفاده گردید. نتایج نشان داد که ابعاد سازنده مفهوم رهبری تحول دیجیتال تاثیر بسزایی در ایجاد تحول دیجیتال دارد و در این میان تخصص دیجیتال رهبر و اهمیت دادن به تجربه مشتری بیشترین تاثیر را دارد.